تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٤ - توضيحى پيرامون حديث شريف «فرجه»
تامه مستدعى وجوب وجود معلول خود بوده و معلول موجود نيز، مستدعى وجوب وجود علت خود مىباشد و محال است علت تام بوده و مستدعى معلول نباشد چرا كه خلف است. و همچنين محال است معلول كه ربط و تعلق به علت است موجود باشد و مستدعى علت نباشد، پس هر يك از علت و معلول واجب بالقياس الى الغير است.
و لكن ممكن بالقياس الى الغير معقول نيست مگر در دو واجب كه يكى وجود داشته باشد و بگويد من احتياجى به ديگرى ندارم؛ او مىخواهد باشد يا نباشد. و چون وجود واجب من نفسه است، لذا در تقوم به چيزى كه مستدعى او باشد احتياجى ندارد. و همچنين واجبى معلول واجب ديگر نيست تا واجبى كه علت است مستدعى واجب معلول باشد.
مقدمه ديگر اين است كه: مادامى كه بين دو جزء تفاعل حاصل نگرديده و هر يك از دو جزء فعل و انفعال در ديگرى نداشته باشد، تركب حقيقى حاصل نمىگردد، بلكه در تركيب حقيقى شرط است كه هر يك از دو جزء صورت نوعيه خود را از دست داده و صورت شخصيه هر يك به واسطه تأثير و تأثر خلع و افساد شده باشد. بعد از آنكه هر كدام از دو جزء بدون صورت ماندند، با هم جمع شده و هر دو يك صورتى را لبس نموده و صورت ثالثى را قبول مىنمايند و تركيب حقيقى حاصل مىشود. مثلًا در مورد طلا كه يك صورت وحدانى صاحب آثارى ديده مىشود، اجزاء زرنيخيه و غيره در قعر زمين محتبس شده و در يكديگر تفاعل نموده و فعل و انفعال و تأثير و تأثراتى به عمل آمده، هر يك صورت خود را رها كرده و بعد از نضج و تخمير و پختگى و فساد، صورت شخصيه نار به صورت ناريه و تراب به صورت ترابيه و هوا به صورت هوائيه باقى نمانده است، مجموع من حيث المجموع صورت وحدانى نوعيه ديگرى يافته است. مثلًا صورت معدنيه از اين عناصر مختلفه بعد از تفاسد صور عنصريه حاصل شده و خاصيتى وراى خواص اجزاء سابقه مىيابد و الّا اگر اين طور نباشد، تركيب و تركب حقيقى صورت نپذيرفته و تنها ضمّ چيزى به چيزى و پهلو به پهلو واقع شدن دو چيز صورت گرفته و هر يك اثر خاص خود را داراست بدون اينكه