تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢١ - آراء مختلف در حقيقت مكان
كه مكان بُعد موجود است و علت آن همان قضيه فطرى بين عقلاست؛ زيرا تمام مردم طبق فطرت از روى ايمان و يقين مىگويند: همانا آب در ميان ظرف جا دارد و اين معنى از فطريات عقول بوده و اين شهادت از مفطورات است؛ لذا ما به آن تمسك نموديم و اخذ نمودن به قول آنها از باب اخذ حقايق از لغت و عرف نيست.
و بالجمله: قول موقن عقلا اين است كه آب در ميان ظرف است و ما بين اطراف ظرف بُعدى است كه آن مكان آب است.
سپس به مكان طبيعى جسم اشاره كرده و مىگويد: مكان طبيعى جسم آن است كه اگر قاسرى جسم را از آن اخراج نمايد و سپس آن قاسر زايل شود آن جسم از نزديكترين راه كه خط مستقيم است به آن مكان برمىگردد.
تعبير به مكان طبيعى براى اين است كه آن مقتضاى طبيعت نوعيه است و مقتضاى جسميت مشتركه يا هيولى يا فاعل مفارق نيست؛ زيرا نسبت آنها به جميع امكنه مساوى است و همچنين از مقتضيات امور خارجه ديگرى نيست؛ چون با قطع نظر از آنها براى جسم آن مكان معين هست. براى هر جسمى، خواه اثيرى و خواه عنصرى باشد، مكان طبيعى است و مكان طبيعى جسم مركب تابع جزء غالب آن است، يعنى مكان طبيعى جسم مركب همان مكان جزء غالب است.