تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٢ - دليل دوم بر عموميت قدرت
اعتقادات است حفظ كرد و آن مسأله توحيد مىباشد و اينكه مبدأ عالم، موجود واحد بسيط من جميع الجهات و واجب الوجود است و رداى كبريايى او از غبار امكان به دور بوده و محال است كه گرد امكان بر رداى كبريايى او بنشيند. پس اگر قدرت او عين علم او نباشد، لازم مىآيد علم او از قدرت او منفك باشد. بنا بر اين اگر قدرت در مرتبه ذات باشد، انفكاك بين دو وصف لازم مىآيد و انفكاك بين آنها موجب انفكاك ذات از ذات است و آن جايز نيست و اگر قدرت خارج از ذات باشد، عجز در مرتبه ذات لازم مىآيد و عجز ناشى از نقص است و اگر ذات ناقص باشد، صرف الوجود نخواهد بود و اگر صرف الوجود نباشد، لازم مىآيد داراى حد و ماهيت باشد و ماهيت عارض وجود است، پس در ذات تركيب لازم مىآيد و تركيب مستلزم احتياج است و احتياج مساوق با امكان است و در نتيجه: ما فرضناه واجباً ليس بواجب بل ممكن.
ما اگر بخواهيم يك مسأله از فروع يك مذهبى را براى تثبيت آن مذهب تصحيح كنيم، اصل و اساس همه مذاهب را نابود مىكنيم با اينكه اغلب ما آن مسأله را از منبرىهاى بىسواد شنيدهايم؛ زيرا نصف معتقدات ما از آنهاست. آنها هم چيزى را كه يك بىسوادى در كتابى نوشته ياد گرفته و گفتهاند.
و با اينكه نمىدانيم آن مسأله، مضمون اخبار است يا خير؟ اگر مضمون اخبار است كدام خبر؟ جاى آن كجاست؟ و اگر جاى آن پيدا شد، سند آن چگونه است؟ و اگر سند آن درست بود آيا بر قرآن عرضه شده يا نه؟ چه كسى آن را بر قرآن عرضه كرده؟ و بعد از همه اينها آيا معناى آن را فهميدهايم؟ آيا در اعراب و لغتى از آن وانماندهايم؟
و بالجمله: اگر مقدمات برهان ثابت شد و برهان بر اساس قواعد منطق تركيب يافته باشد، جاى معطلى نيست و برهان از هر چه با او مصادم باشد مىگذرد و با هر چه مصادف شود، آن را از بين مىبرد.
بلى، فقط راه مقابله با برهان اين است كه در صورت توان در مقدمات آن خدشه وارد شود و الّا بايد بعد از قبول مقدمات، لازمه و نتيجه آنها را قبول كرد و الّا رسوايى و فضاحت به بار مىآيد.