تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - اثبات واجب تعالى
اثبات واجب تعالى
مفهوم وجود، يعنى هستى، به لحاظ عقلى و تصور فكرى چهار قسم تصور دارد:
اول: جهت تقييديه و جهت تعليليه داشته باشد.
دوم: تنها جهت تعليليه داشته باشد.
سوم: فقط جهت تقييديه داشته باشد.
چهارم: جهت تقييديه و جهت تعليليه نداشته باشد.
البته چيزى كه مشمول مفهوم موجود باشد و فقط جهت تقييديه داشته باشد لا غير، وراى عالم تصور و در عالم خارج وجود نداشته تا مصداق مفهوم موجود باشد. امثله اقسام سهگانه در ضمن بيان مثال معلوم خواهد شد. اگر تمام اين سلسله نظام وجودات ممكنه دار تحقق را به ذهن آورده و ماهيات و حدود وجودات را در دار التجزية العقليه از موجودات گرفته و در يك سلسله منظم نماييم و صرف الوجود مجرد از ماهيات را در دسته ديگرى در مقابل ماهيات روبروى هم قرار دهيم، ماهيات من حيث هى هى چيزى نبوده؛ نه موجود و نه معدوم مىباشند و مفهوم هستى بر آنها صدق نمىكند. و اما وجودات چون بالفرض وجودات ممكنهاند، علة العلل و مبدأ المبادى لازم داشته تا خلعت وجودى موجودات از او باشد.
سپس اين وجودات را بر آن سلسله ماهيات كه بنفسها نه موجود و نه معدوم هستند و مفهوم هستى بر آنها صادق نيست، منطبق مىنماييم. بعد از انضمام و معانقه وجود با ماهيت، ماهيت به بركت وجود هستى يافته و از اين اتحاد و يگانگى چنان اثر وجود را