تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٢ - جواب حاجى از شبهه
جميع الجهات كامل باشد چون طبق مفروض شبهه بايد واجب ديگر من جميع الجهات با واجب اوّلى متباين باشد، پس بايد آن واجب ديگر عاجز، جاهل، غير مدرك، مائت، كاذب، غير متكلم و غير مريد باشد.
و الحاصل: اين ماهيات بايد در واجب ديگر موجود باشد و حال آنكه گفتيم بايد واجب كامل باشد. اگر مردم چنين خدايى و واجبى را از ما قبول كنند، عيب ندارد كه ما از ابن كمونه دو واجب متباين بالذات را قبول نماييم.
جواب حاجى از شبهه
اما حاصل جوابى كه حاجى فرموده اين است: محال است از متخالفات بما هى متخالفات، يك مفهوم انتزاع شود؛ زيرا محال است معنايى را كه عقل از چيزى به مناسبتى مىفهمد، همان معنى را از شيئى كه با شىء اول مخالف است بفهمد. و اگر لفظ هم در عالم نباشد، عقل صورتى را كه مثلًا از ذات و حقيقت نار خارجى مىفهمد آن را از ماء، بما انّه ماء نمىفهمد. به اين معنى كه اگر نار از ذهن به خارج بيايد وجود خارجى مىشود و اگر از خارج به ذهن برود، مفهوم مىشود، يعنى اگر آنچه از نيران در نظر عقل هست كه در آتشكدهها روشن مىشود، اگر به خارج بيايد همان نيران آتشكدهها مىشود و اگر آن آتش آتشكده به ذهن برود، مفهوم نار گشته و آن صورتى كه پيش عقل است مىگردد، پس اين انتزاع به لفظ ربطى ندارد.
بنا بر اين: مفاهيمى كه از اشياء خارجيه منتزع مىشود يا از تمام ذات آنها انتزاع مىگردد و يا از جزء ذات آنها كه مورد شركت مختلفات است و يا از خارج ذات كه مختلفات در آن با يكديگر شريك مىباشند. و محال است از مختلفات، بما انّها مختلفات مفهوم واحدى انتزاع شود، و الّا لازم مىآيد كه عقل همان معنايى را كه از نار فهميده به طورى كه اگر به خارج بيايد نار خارجى مىشود، از ماء نيز بفهمد به طورى كه اگر به خارج بيايد ماء باشد. و بالجمله: اگر ماء و نار به ذهن رفتند يكى شده و اگر به خارج آمدند، نار، ماء و ماء، نار شود و صورت ذهنيه ماء،