تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١ - بيان ما در دفع شبهه
سخن و شبهه ابن كمونه را دفع مىنماييم، سپس نوبت دفع را به عبارت حاجى واگذار مىنماييم.
بيان ما در دفع شبهه
بيان ما اين است كه ما در صدر بحث دو مطلب را تحكيم نموديم، يكى اصالت وجود و ديگرى اشتراك معنوى آن، اگر اين دو مطلب كاملًا واضح گشته باشد دفع شبهه خوب آشكار مىشود. زيرا بعد از آنكه گفتيم در دار تحقق، متحقق و اصيل وجود است و لا غير و مراتب وجود در حقيقت وجودى و نورى مختلف نبوده، بلكه حقيقت مراتب يكى است و اختلاف آنها به شدت و ضعف بوده و ما به الامتياز در آنها عين ما به الاشتراك است.
و بالجمله: به حكم اصالة الوجود در دار تحقق يك حقيقت را شناخته و گفتيم يك هويت و يك حقيقت موجود است، حال اگر يكى از دو واجب فرضى را اين حقيقت دانستيم با توجه به اصالة الوجود كه غير حقيقت واحده چيزى نيست، اگر واجب ديگرى كه به تمام ذات و حقيقت با اين واجب مخالف است باشد، جز عدم چيزى نخواهد بود؛ زيرا غير از عدم چيزى كه من جميع الجهات به تمام ذات و حقيقت با وجود متباين و متخالف باشد نيست. پس مناقض وجود يا بايد عدم باشد و يا چيزى كه در قوه نقيض اوست و آن هم ماهيت است و قبلًا گفتيم كه بنا بر اصالة الوجود ماهيات اعتبارى است، بنا بر اين ثانىِ از دو واجب فرضى يا بايد عدم باشد و يا ماهيت.
و باز ما اگر از قول تحقيق صرف نظر نموده و بگوييم ماهيت اصالت دارد گرچه از فرمايش حاجى چنين استفاده مىشود كه بنا بر اين چارهاى از شبهه ابن كمونه غير از جوابى كه بعد خود ايشان خواهند داد نيست، و ليكن مىتوان از آن چنين جواب داد كه بر فرض قول به اصالة الماهيه و اينكه ماهيت علم و ماهيت قدرت و ماهيت انسان و ماهيت اراده موجود است، اگر قائل شويم كه واجب عالم، قادر، مريد، مدرك و حىّ است چنانكه سابقاً اثبات كرديم كه واجب بايد به اوصاف كماليه متصف بوده و من