تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩ - نقد بعضى از شبهات وارده بر ابن كمونه
مرحوم حاجى بعد از آنكه مراد وى را كشف نموده تا اين دو اشكال مندفع شود، از راه ديگرى فرمايش او را مورد اشكال قرار مىدهد. شبهه ابن كمونه را اجمالًا مورد بررسى قرار داده و بعد ان شاء اللّه متكفل بيان توضيحى آن خواهيم شد.
شبهه اين است كه چرا جايز نباشد كه دو هويت مختلفه به تمام ذات باشد؛ نه به بعض ذات تا تركيب لازم آيد و نه به امر زايد خارج از ذات تا واجب در هويتش معلّل باشد؟
خلاصه: چرا جايز نباشد كه دو هويت بسيطه مجهولة الكنه و مختلفه به تمام ماهيت باشد كه هر يك بذاته واجب الوجود بوده و مفهوم واجب الوجود از آنها منتزع شده و به طور عرضى بر آنها حمل گردد؟
دو اشكال بر ظاهر حرف ابن كمونه متوجه دانستهاند: يكى اينكه اگر وجوب وجود عرضى باشد، واجب الوجود معلّل مىشود، در صورتى كه نبايد واجب الوجود معلّل باشد و معلّل بودن واجب الوجود را ابطال نمودهاند. و آن جهتى كه واجب الوجود به آن معلّل است بايد واجب باشد و آن دو واجب فرضى واجب الوجود نخواهند بود؛ چون «كل ما بالعرض لا بد و ان ينتهى الى ما بالذات» و وقتى كه وجوب هر كدام به چيزى معلّل باشد، آن شىء معلّلٌ به واجب خواهد بود. [١]
اشكال ديگر اين است كه ابن كمونه بين اينكه مفهوم واجب الوجود به طور عرضى بر هر دو معقول و محمول باشد و بين اينكه هر يك از آن دو، واجب الوجود بذاته باشد جمع كرده است و جمع بين ذاتى بودن واجب الوجود و عرضى بودن آن جمع بين متباينين است. واجب الوجود بودن، نمىتواند براى هر كدام هم ذاتى و هم عرضى باشد؛ چون ذاتى به معناى جوهر شىء و عرضى به معناى عرض شىء است و شىء واحد نمىتواند هم جوهر و هم عرض باشد.
نقد بعضى از شبهات وارده بر ابن كمونه
و لكن اين دو اشكال از عدم تفطن به دو اصطلاح ذاتى و عرضى ناشى شده است.
[١] رجوع كنيد به: اسفار، ج ٦، ص ٦٦.