تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨ - برهان متكلم بر اثبات واجب و نقد آن
ترجيح بلامرجّح لازم نيامده بلكه ترجّح بلامرجّح لازم مىآيد. پس مادامى كه علت جانب وجود را ترجيح ندهد، ممكن نمىتواند از مرتبه خود تجافى كرده و مقتضى چيزى باشد كه ذاتش اقتضاى آن را ندارد، تا ترجّح بلامرجّح لازم آيد.
پس نمىتوان از جهت حدوث عالم استدلال كرد، بلكه مىتوان از جهت امكان اشياء مبدأ را اثبات نمود به بيانى كه سابقاً ذكر شد و گفتيم: وقتى به مراتب وجوديه ممكنات نظر مىكنيم، از آن رهگذر كه ممكن در حد ذات قابليت موجود بودن را ندارد، بايد علت ديگرى وجود داشته باشد و آن هم اگر ممكن باشد، باز در وجود خود محتاج علت بوده و همين طور تسلسل لازم مىآيد. پس بايد علتى باشد كه ممكن نبوده، بلكه واجب بوده و در وجود محتاج به چيز ديگرى نباشد.
و الحاصل: جهت امكان ممكن، مناط احتياج آن به علت در وجود است و امكان شىء در مرتبه ذات شىء است، چه در حال عدم و چه در حال وجود و لو شىء موجود هم باشد؛ چون مرتبه ذات اقتضاى وجود ندارد، امكان با او هست. لذا چنانكه ممكن در حدوث به علت محتاج است، در بقا هم به علت احتياج دارد. اگر علت دست خود را از سر ممكن بردارد، ممكن معدوم خواهد شد. لذا معدوميت شىء، ديگر محتاج علت نبوده، بلكه نفسِ عدمِ علت وجود، براى عدم معلول كافى است و علت ديگرى كه موجب عدم باشد لازم نبوده بلكه عدم علت وجوديه براى عدم كافى است.