تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧٨ - جسم مركب
پس چنانكه آثار و كيفيات به نحو توسط و وحدت باقى مىباشند مبادى آنها نيز چنينند؛ زيرا آثار، تابع مبادى و كاشف از آنها مىباشند. و بالجمله: تمام ملاك در اين سخن جواز اشتداد و تضعف در جوهر و تبدل در ذات شىء با اصل محفوظ در مراتب تبدل است.
نتيجه آنكه: صورت يكى از مواليد از صور امهات نازل است و مَثَل آن نسبت به آنها مَثَل ناقص به كامل است و ناقص همان كامل به نحو اضعف و كامل همان ناقص به نحو اقوى و اتمّ مىباشد و قبلًا گفته شده است كه تفاوت به نقص و كمال تفاوت نوعيه نيست.
بنا بر اين: اگر بگويى صور باقى هستند، راست گفتهاى و لكن آنها به نحو وحدت و توسط باقى مىباشند و اگر بگويى آنها باقى نيستند نيز، راست گفتهاى و لكن آنها به نحو كثرت و صرافت باقى نيستند. پس تابع حق باش و حق به اتّباع سزاوارتر است.
در اينجا سؤال مقدّرى است و آن اينكه: بايد در حركت جوهريه صورت اخيره كامل باشد و حال آنكه ناقص است؛ زيرا نار و همچنين صور ديگر به نحو كمال باقى نماندهاند.
مرحوم حاجى چنين جواب مىدهد: ناقص بودن به اعتبار انكسار صرافت با كامل بودن از جهت وحدت جمعيه منافات ندارد، پس صورت اخيره كامل است.