تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧٧ - جسم مركب
مانند اجزاء صغار مائيه خواهد بود.
معناى توسط كيفيت مزاجيه اين است كه نسبت به حرارت صرفه، برودت و نسبت به برودت صرفه، حرارت و نسبت به رطوبت صرفه، يبوست و نسبت به يبوست صرفه، رطوبت باشد. چنانكه اگر يك قطره آب داغ با يك قطره آب سرد مخلوط شود دو قطره آب معتدل كه نسبت به آب سرد حارّ و نسبت به آب داغ بارد است پديد مىآيد.
در مركبات گفته شده است: صور نوعيه عناصر، باقى هستند حتى شيخ الرئيس قول به زوال آنها را مذهب غريب و مخترع شمرده است، [١] ولى حاجى و صدر المتألهين مىگويند: تحقيق نزد ما اين است كه صور باقيه مانند كيفيت واحده مزاجيه نسبت به كيفياتى است كه سورت آنها درهم شكسته نشده است. [٢]
بنا بر اين: همان گونه كه كيفيت باقى است و لكن سورت آن درهم شكسته شده است و نسبت به برودت، حرارت و بر عكس است و نسبت به يبوست، رطوبت و بالعكس است و سلب هيچ يك از آنها جايز نيست و نسبت بين آن و كيفيات چهارگانه نسبت نقص و كمال است، همچنين صورت باقى است و آن به تنهايى همه صور چهارگانه است.
بنا بر اين: صورت باقى، ارض منكسره و نار منكسره و ماء منكسر و هواى منكسر است، پس ارض داراى مراتبى است كه صرف آن ارض است و متوسط و معتدل آن نيز ارض است و سخن در بقيه نيز چنين است.
خلاصه آنكه: هر صورت كماليهاى كه بر ماده وارد مىشود با اينكه واحد است بايد آنچه بر جميع مادون آن مترتب مىشود بر آن مترتب گشته و در حقيقت وجود آن وجود مادون باشد، بنا بر اين وجود مادون به نحو كثرت، لغو و معطل است و معطلى در وجود نيست.
[١] شفا، بخش طبيعيات، ص ٢٠٥- ٢٠٧؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٢٧٥.
[٢] اسفار، ج ٥، ص ٣٢٠- ٣٣٤ و ج ٨، ص ٢٨.