تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٦ - شكل
شكل
براى هر جسم بسيط فلكى يا عنصرى يك شكل طبيعى است. و آن شكل كره است؛ زيرا طبع و طبيعت كه صورت نوعيه است در جسم بسيط، واحد است و طبق قاعده «الواحد لا يصدر منه الّا الواحد» از فاعل واحد در قابل واحد كه ماده است، جز فعل واحد صادر نمىشود.
از طرفى همه اشكال غير از كرويت، مضلّع مىباشند، مثلًا مربع مضلّع است و مخروط، نقطه و قاعده و سطح دارد و همچنين استوانه. بنا بر اين ساير اشكال از قبيل مربع و مكعب و استوانه و غير آنها چون داراى خط و سطح و نقطه هستند واحد نيستند و چون واحد نيستند از فاعل واحد در قابل واحد صادر نمىشوند.
قواى قاسره، از قبيل بادها و بارانها زمين را از شكل كره حقيقى خارج نمودهاند؛ زيرا وقتى باد مىوزد شنها را حركت داده و در يك جا جمع مىكند و آنجا مرتفع مىشود و همچنين به واسطه بارانها شيارها و درّهها در زمين ايجاد مىشود و چون طبع زمين مقتضى يبوست است و آن يبوست حافظ شكل طبيعى است بعد از زوال شكل طبيعى يبوست زمين باقى است و لذا آن يبوست شكلى را كه به واسطه قاسر حاصل شده است، بالعرض حفظ مىنمايد.
با توجه به اينكه اقتضاى طبيعى اجسام و زمين كرويت است، توهم دوام قسر نشود با اينكه قسر دائمى در عنايت الهى محال است؛ زيرا اگر خداوند طبيعتى را با اقتضائى خلق فرمايد آن اقتضا در رسيدن طبيعت به كمال دخيل است، چون نوع قسر دائم