تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٩ - دو اشكال بر موضوع بودن هيولى در حركت
رب النوع است. ولى اكنون سخن ما در آن چيزى است كه بقاى هيولى به واسطه اوست و او براى هيولى شريكة العله است و واحد بالعموم است كه عبارت از صور باشد. لذا در جواب اين ايراد و ايراد دوم كه عبارت بود از اينكه هيولى از خود بقا ندارد و در امورى از قبيل اتصال و انفصال و بقا و زوال، تابع صورت است مىگوييم:
گرچه هيولى تابع است، ولى چون صورت داراى نحوهاى از بقا مىباشد پس هيولى هم و لو از باب تبعيت كه نزد خصم مسلّم است، باقى است.
براى جوهر صورى يك فرد زمانى است كه آن مانند حركت توسطيه بر وجه انطباق بر زمان نيست و مستمر و تدريجى النسب است.
حركت توسطيه عبارت است از: «كون الشىء منفصلًا عن مبدأ الحركة و لكن لما يتصل بمنتهاها»، پس متحرك مادامى كه متحرك است بين اينها و مقادير و كمّيات متوسط است.
و به عبارت ديگر: حركت توسطيه، بودن متحرك است به گونهاى كه هر حدى از حدود مسافت كه ملاحظه شود قبل از آنِ وصول به آن حد در آن نبوده و بعد از آنِ وصول به آن حد نيز در آن نخواهد بود. پس حركت توسطيه بذاتها حالت بسيطه ثابته است و سيلان در نسب آن به حسب موازاتش با حدود مسافت است. بنا بر اين: توسط، يك امر مستمرى است و اين فرد زمانى هم امر مستمرى است.
و همچنين براى جوهر صورى يك فرد زمانى است كه آن مانند حركت قطعيه منطبق و متصل است و حركت قطعيه همان نسبت حركت توسطيه به حدود مسافت است و حركت توسطيه به اعتبار نسب آن به حدود، داراى سيلان است و سيلان امر تدريجى است و حركت قطعيه گرچه تدريجى الحدوث است ليكن قارّ است و داراى بقا است، منتها بقاى آن مناسب با حال اوست.
و چون گفتيم: حركت قطعيه عبارت از نسب حركت توسطيه به حدود است و اين نسب پشت سر هم و به نحو تدريج و اتصال است و اخلالى در بين آنها نيست كه حركت توسطيه به يك حدى نسبت داده نشود تا طفره حاصل شود و اتصال با