تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٥ - تشبيه حركت جوهرى به نمو و ذبول در حركت كمّى
موضوع حركت كمّى، هيولى است [١] و هيولى در مقادير حركت مىكند با اينكه هيولى همان گونه كه بدون صورت جسميه متحقق نمىشود، بدون مقدارى از مقادير تحقق پيدا نمىكند؛ زيرا تحقيق شد كه تفاوت جسم طبيعى و تعليمى به مجرد ابهام و تعيين است، يعنى مقادير در جسم طبيعى به نحو ابهام و در جسم تعليمى به نحو تعيين است، پس هيولى با مقدارى از مقادير در مقادير معينه حركت مىكند. در ما نحن فيه نيز چنين است كه هيولى با صورتى از صور حركت مىكند، پس در هر دو مورد هيولى ثابت است، منتها «ما فيه الحركه» در نمو و ذبول، كمّ و در ما نحن فيه صورت جوهريه است و در اوّلى مقدار و در دومى صورت سيال و متجدد و متغير است.
ناگفته نماند: معناى اعتبار «صورة مّا» و يا «مقدار مّا» در جانب موضوع اين نيست كه يك صورتى متحرك باشد و صورت ديگرى «ما فيه الحركه» باشد چنانكه عقل مشوب چنين توهم مىكند، بلكه بيش از وجود يك صورت نيست؛ گرچه در هر حالتى صورتى از صور هست، منتها چون آمدن صورتى بعد از صورتى بدون تخلل عدم مىباشد پس صورت گرچه متجدد است ولى در تجدد ثابت است و به اين لحاظ ثابت اعتبار مىشود و به لحاظ اينكه صورتى به صورت ديگرى متبدل مىشود، سيال مىباشد. پس در حقيقت براى صورت بيش از يك وجود نيست گرچه دو موجود لحاظ مىشود، ليكن اين دو موجود به يك وجود موجودند.
و بالجمله: تفاوت بين آنها مانند تفاوت بين كلى طبيعى و فرد است و معلوم است كه كلى طبيعى و فرد به يك وجود موجود مىباشند. پس افراد صور به نحو اتصال تدريجى بر هيولى وارد مىشوند؛ چون هيولى به صورت خاصى از صور احتياج ندارد و لذا گفته مىشود كه هيولى به طبيعت كليه صور محتاج است. پس مادامى كه آن طبيعت به تعاقب افراد صور محفوظ است هيولى باقى است و ما فرقى بين حالت كون و فساد كه حكما در آن به بقاى هيولى به واسطه «صورة مّا» حكم كردهاند و بين حركت جوهرى كه در آن به عدم بقاى هيولى حكم نمودهاند نمىبينيم، بلكه به خاطر
[١] شفا، بخش طبيعيات، ص ٢٠٨؛ اسفار، ج ٣، ص ٨٧- ٩٦.