تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٠ - بيان شيخ الرئيس در معناى عرض ذاتى و كلام حاجى
اين گونه از عوارض كه براى جسم، ذاتى است براى موجود بما هو موجود ذاتى نبوده بلكه از عوارض غريبه براى آن مىباشد. به خلاف عوارض جوهر مفارق يا خصوصيات ديگرى مانند ممكن و غير آن، كه اصل وجود نسبت به آنها لا بشرط بوده و احكام وجود در آنها غالب مىباشد؛ چنانكه لا بشرط بودن شأن موضوع علم نسبت به موضوعات مسائل آن است مادامى كه به تخصصات طبيعيه و تعليميه منتهى نشده باشد، حاجى- رحمه اللّه- مىگويد: ما در حواشى اسفار شرح دادهايم كه اگر گفته مىشود: مسائل علم داراى موضوعات است، چگونه موضوع مسأله از موضوع خود علم اخص مىباشد. [١]
لازم به تذكر است كه هر مسألهاى داراى موضوع و محمول مىباشد، مثلًا «كل فاعل مرفوع» از مسائل علم نحو است و فاعل كه موضوع است از كلمه، كه موضوع خود علم است اخص است، پس مرفوعيت براى فاعل ثابت است به جهت تخصصى كه فاعل از مطلق كلمه پيدا كرده است، بنا بر اين نمىتواند عرض ذاتيه اخص مانند فاعل براى مطلق كلمه عرض ذاتى باشد.
بيان شيخ الرئيس در معناى عرض ذاتى و كلام حاجى
شيخ در پاسخ اين اشكال گفته است: به واسطه هر تقسيمى كه براى موضوع علم رخ مىدهد يك «امّا» توليد مىشود و عرض ذاتى همان امر مردّد بين اين «امّا» ها مىباشد.
مثلًا در: «الموجود إمّا ممكن و إمّا واجب و الممكن إمّا جوهر و إمّا عرض» عرض ذاتيه، مجموع محمولاتى است كه به نحو قضيه منفصله حقيقيه مىباشند. و گويا مطالب و مسائل چنين مىباشند كه هر چه «إمّا» ها زيادتر شود و ترديد زيادتر گردد، آنها بيشتر مىشوند. [٢]
[١] رجوع كنيد به: اسفار، ج ١، ص ٣٠- ٣٣، تعليقه سبزوارى.
[٢] رجوع كنيد به: شفا، بخش الهيات، ص ٢٨٢ و بعد آن.