تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٩ - تبيين عرض ذاتى و غريب
ناميده مىشود و موضوع آن مقدار است.
با اين شرح و بيان معناى قول مرحوم حاجى: «و إنّما كان البحث عن الهيولى و الصوره و الجسم من الالهى ...» [١] و اينكه چرا بحث از هيولى و صورت و جسم از علم الهى است، معلوم گرديد. و پاسخ ايشان از اين سؤال اين است كه هيولى و صورت احوالى مىباشند كه بر موجود بما انّه موجود عارض مىشوند، بدون اينكه موجود، رياضى يا طبيعى گردد.
و بالجمله: بدون اينكه براى عروض آنها تخصص استعداد پيدا كند، بلكه تخصص استعداد به واسطه عروض آنها حاصل مىشود و قبل از آنها تخصص استعدادى نيست و چون قبل از آنها تخصص استعداد- كه ملاك جدا شدن مباحثى از مباحث ديگر است- نيست؛ لذا آنها از مباحث علم الهى مىباشند و ليكن بعد از عروض آنها، يك تخصص استعدادى به وجود مىآيد و علم ديگرى حاصل مىشود.
«ان قلت: الموضوع هناك هو الموجود المطلق ...»، اگر بگويى: موضوع در علم الهى موجود مطلق است و هيولى و صورت و جسم بر موجود بما هو مطلق عارض نمىشوند، بلكه بايد موجود به مثل امكان و جوهريت متخصص شود، يعنى به ممكن و جوهر تقسيم گردد تا هيولى و صورت و جسم بر آن عارض شوند.
«قلت:» در جواب مىگوييم: هر تخصصى عرضى را از عرض ذاتى بودن و همچنين هر تخصصى موجود را از موضوع بودن براى علم الهى خارج نمىكند، آنچه عرض را از عرض ذاتى بودن و موجود را از موضوع بودن براى علم الهى خارج مىكند، تخصص طبيعى و رياضى است؛ زيرا در اين گونه تخصص احكام وجود مغلوب و احكام عدم غالب مىگردد؛ چون محمولاتى كه براى جسم در علم طبيعى و محمولاتى كه براى مقدار در علم رياضى ثابت مىشود، به وجود احتياج ندارد. مثلًا اگر وجود هم نباشد مقدار من حيث انّه مقدار قابل تقسيم است.
چنانكه مىگوييم مقدار عددى يا مجذور و يا مكعب و يا غير آن است. پس
[١] شرح منظومه، بخش حكمت، ص ٢٠٥.