تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٦ - اقسام چهارگانه تركيب
على اىّ حال كثرات از وجود صادر مىشود، منتها از متحيث كه وجود است به خاطر كثرت حيثيات، صوادر كثيره صادر مىشود.
و بالجمله: متحيّث كه اصل وجود است، مصدر آثار است ولى چون حيثيات مختلفه متكثرهاى مانند حيث عدمى و حيث وجودى در آن هست صادرهاى مختلف و كثير و پراكنده از او صادر مىشود؛ چنانكه شما با اينكه داراى اراده واحده هستيد ولى به جهت حيثيات مختلفه در شما كه اغلب آن حيثيات هم عدمى است، كارهاى مختلف و صوادر متكثر، از شما صادر مىشود. ولى خدا يك ارادهاى دارد كه عين ذات است و حيثيات عدمى اصلًا در او راه ندارد و بسيط من جميع الجهات است و لذا يك چيز كه كثرت نوعى يا كثرت فردى ندارد از او صادر مىشود.
ذكر اين مقدمه به اين جهت بود كه اگر عقل اول و صادر اول كثير باشد و تركيب داشته باشد، لازم مىآيد از حق تعالى بما انّه واحد، كثير صادر شده باشد.
حال اگر عقل اول واحد است، پس از او هم بايد واحد صادر شود به اين نحو كه در عالم فقط يك رشته طولى باشد، بدون اينكه كثرات عرضيه متحقق گردد و مثلًا صد نفر انسان همزمان و در عرض واحد ديده شوند.
براى رفع اين اشكال هر صنفى براى توجيه حصول كثرت در عالم راهى باز كرده و وقوع كثرت در عالم را توجيه كرده و علت آن را بيان نموده و موضوع قاعده «الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد» را چيزى قرار دادهاند كه به غير از واجب الوجود من جميع الجهات و بسيط من جميع الجهات بر چيز ديگرى منطبق نبوده و فقط بر او قابل انطباق مىباشد؛ چون غير او هر چه هست در آن جهت كثرت هست و مختلط از نقص و كمال بوده و يا مركب از دو يا چند امر مىباشد و چون بر عدم صدور كثرات از شىء، غير از قاعده الواحد دليل ديگرى نيست؛ لذا بعد از آنكه عقل اول، از موضوعيت براى قاعده بيرون رفت، ديگر مىتوان راه را براى صدور كثرت از عقل اول باز كرد.