تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٣ - حمد براى غير خدا واقع نمىشود
است: تشبيه خالص در حق خداوند ممكن نيست و تنزيه خالص هم بىمعنى است، بلكه به اعتبارى تنزيه و تشبيه را با هم مخلوط نموده است. [١] و اما بعضى از مطالب را كه با افهام عموم سازش نداشته و افهام عموم نمىتواند از آنها استقبال نمايد، به طور وضوح و صراحت لهجه بيان نكرده است و گاهى آنها را در لفافه و خفا و سرّ براى اهلش بيان نموده ولى پرده از روى آنها برنداشته و با عبارت لطيفى معناى لطيفى را ذكر كرده است.
حمد براى غير خدا واقع نمىشود
مثلًا در اولين آيه از قرآن شريف با يك معناى لطيفى جلوى مسلك باطل تفويض را گرفته است و در ابطال اين مرام فرموده: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» [٢] يعنى تمام محامد و محمدهها براى اوست؛ زيرا چيزى از خود جمالى ندارد تا محمده براى او باشد. تمام جمال و تمام كمال از اوست و هيچ جمالى و كمالى به نحو استقلال از موجودات نيست تا بشود آنها را حمد نمود.
اگر انسان زيد را حمد مىكند آيا انسانيت و تحرك ارادى او را حمد مىكند؟
انسانيت و حيوانيت زيد كه اعتبارى است. بلكه زيد را ستايش مىكند چون عالم است، ولى اگر ملاحظه كنيم علم زيد كه محدود است آيا انسان زيد را به خاطر محدوديت علمش، مدح مىكند؟ محدوديت كه نقصان است مگر مىشود از نقصان، تمجيد كرد بلكه اگر انسان زيد را تمجيد مىنمايد چون عالم است جهت صرف علم او را در نظر گرفته و صرف العلم را تمجيد و مدح مىكند. آيا صرف العلم در عالم طبيعت امكان دارد؟ صرف العلم جز در حق پيدا نمىشود، پس ستايش از آنِ اوست و انسان خيال مىكند كه زيد را ستايش نموده است.
و به ضرورت عقل، اصلًا محال است كه كسى را ستايش نمود؛ زيرا كسى از خود
[١] «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ». شورى (٤٢): ١١.
[٢] فاتحه (١): ٢.