تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - قضيه موسى و خضر در قرآن
ببين با چه تعبيرى به او التماس مىنمايد: «قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً». [١]
شهيد [٢] مىگويد: يازده ادب از آداب متعلم در اين آيه شريفه هست. [٣] البته شايد انسان بتواند بگويد: امر به تعلم تنها براى چيزهايى كه در ظاهر شنيده مىشود نيست، بلكه شايد يكى از تعلمها قضيه «امر بين الامرين» باشد چنانكه مىبينى در يك مورد مىفرمايد: «فَأَرَدْتُ» [٤] و در مورد ديگر «فَأَرَدْنا» [٥] و در جاى ديگر «فَأَرادَ رَبُّكَ» [٦] مىفرمايد. انسان داراى سه مقام است؛ در مقام اول، در صرف كثرات و در بحر انانيت مستغرق است و مىگويد: من گفتم، من كردم، من اراده نمودم.
قدرى كه ترقى مىكند مىبيند تنها او نيست دست ديگرى هم در كار است و مىگويد: «فَأَرَدْنا» و چون بالاتر مىرود مىبيند چيزى ندارد و هيچ است و همه قهاريت مال اوست؛ اراده، اراده اوست.
بلى در اين مقام است كه از روى معرفت نگاه مىكند و نقص و عيب و تعييب و تنقيص و احداث كردن را كه امر عدمى است به خودش نسبت مىدهد و مىگويد:
«فَأَرَدْتُ».
[١] كهف (١٨): ٦٦.
[٢] زين الدين بن على بن احمد عاملى، معروف به شهيد ثانى، از دانشمندان كم نظير شيعه در تحقيق و تبحّر و زهد و صفات پسنديده بوده و علماى فراوانى از شيعه و سنى را درك نموده و خود نيز فقه را بر مبناى مذاهب پنجگانه تدريس مىفرموده است. وى با آنكه به دليل جو نامساعد زمان خويش بيشتر عمر شريفش را در اختفا يا سفر به سر برده، تأليفات پر شمارى از خود در علوم گوناگون به جاى گذاشته، كه از آن جمله است: روض الجنان، مسالك الافهام، تمهيد القواعد، منية المريد، الروضة البهية، البداية فى علم الدراية و مسكّن الفؤاد.
شهيد ثانى در سال ٩١١ ق. به دنيا آمد و در سال ٩٦٦ ق. به شهادت رسيد.
[٣] منية المريد، ص ١١٥.
[٤] كهف (١٨): ٧٩.
[٥] كهف (١٨): ٨١.
[٦] كهف (١٨): ٨٢.