تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٧ - تقرير امر بين الامرين بنا بر مذاق عقلايى و كلامى
عدمى سبب قبيح بالعرض شده است، و اين طور نيست كه مؤاخذه او به اين جهت باشد كه چرا اراده بالذات و علم و قدرت داشته و گوشت و رگ و خون بوده است؛ چون همه اين امور وجوديه از خداست، ولى آن امر عدمى و نقصى از خود اوست، پس او مستحق عذاب اليم و نار جحيم است به واسطه آن امر عدمى كه از خود اوست.
و ممكن نيست به موجودى كه من حيث الوجود شر باشد، قائل شد و هر كس چنين حرفى گفته باشد من حيث لا يشعر گفته است؛ زيرا يا بايد به تعدد مبدأ قائل شود، مانند ثنويه كه به اهريمن و يزدان قائل هستند، و يا بايد مبدأ را اقبح الموجودات بداند.
تا كنون مطلب عقلى بود و روى ميزان برهان حرف زديم و در تار و پود قضيه، مداقّه عقليه كرديم و طبق مقتضاى برهان، جبر و تفويض را ابطال نموديم و هر موجود ممكنى را من ذاته «ليس» و من علته «ايس» دانستيم و با برهان گفتيم: بين موجودات ممكنه در اينكه بر ناصيه همه آنها بطلان نوشته شده فرقى نيست و در اين بطلان كه اثر قلم جبلّى است بين موجودات علويه و سفليه و ملائكة اللّه و انبياى مرسلين و تمام مردم و آسمان و زمين و موجوداتى كه بين آنهاست، تفاوتى نيست.
و باز اثبات نموديم كه همه موجودات نمىتوانند بلاواسطه به ذات حق متعلق باشند در عين حال كه همه آنها تعلق و ربط مىباشند و خلاصه تا اينجا مطلب را برهانى كرده و حدود و ثغور آن را از روى حكمت و فلسفه محكم نموديم و هيچ كس نمىتواند با برهان مخالفت نمايد و ما ابناء برهان بعد از تكميل مقدمات آن، اگر همه اهل عالم پشت به پشت هم داده و خلاف برهان را بگويند، ما از برهان دست نمىكشيم و برهان بر بطلان قول به جبر و تفويض و ثبوت امر بين الامرين، در تمام مراتب وجود قائم گرديد.
تقرير امر بين الامرين بنا بر مذاق عقلايى و كلامى
اينك از آن مشى عقلى دست برداشته و مطلب را به طريق عقلايى تعقيب مىكنيم:
مسلم است كه بين همه عقلا براى صلاح نظام دنيا و گذشتن دوره زندگانى و اداره