تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢١ - تقريرى ديگر در اثبات امر بين الامرين
فرمود:
«أي منور السماوات و الأرض» [١]
با اينكه همان مطلب را در پرده فرموده است؛ زيرا بايد ذات منوّر نور باشد، نه چيزى كه از اوصاف او نورانى كردن غير است ولى خودش نورانى نيست، پس او نور حقيقى، يعنى وجود صرف است و عالم نور اوست.
تقريرى ديگر در اثبات امر بين الامرين
تقرير ديگر اين است كه: افعال يا از روى اختيار و علم و شعور و يا از روى قوه طبعيه و ميل و طبع صادر مىشوند و در هر دو صورت منشأ آثار، وجود است.
و الحاصل آنكه مىگوييم: تمام آنچه از افعال و خواص و آثار از روى جبر و از روى تفويض صادر نمىشود، براى اين است كه اگر غير اين را بگوييم يا بايد قائل شويم به اينكه وجود، بسيط نيست و در عالم مبدأ آثار غير از حقيقت وجود چيز ديگرى هست و يا بايد بگوييم وجود مستقلى هست كه ربطى به مبدأ المبادى ندارد و هر دو حرف باطل است؛ زيرا منشأ آثار و مبدأ آنها همان تمام هويت ذات وجود است و تمام هويت وجود، همان هويت مبدئيت براى آثار است و چون چنين است، پس وجودى كه منشأ آثار است، وجود ربطى و تعلقى و غير مستقل است، بنا بر اين بدون اينكه دو نسبت در ميان باشد و فعل و اثر نسبتى به مبدأ المبادى و نسبت ديگرى به وجود غير مستقل ممكن كه منشأ آن است داشته باشد، بلكه فعل و اثر به يك نسبت به هر دو منسوب است و در عين حالى كه ممكن فاعل است حق هم فاعل است و ظهور فاعليت حق به ممكن مىباشد.
چنانكه در علم گفتيم: اين نظام عالم به تمام هويت ذات و سراسر وجود نظام كيانى، عين علم فعلى حق است و ظهور و بروز علم در مرتبه ذات به علم در مرتبه فعل است و همان گونه كه اين نظام با هويت خود، عين بروز و ظهور علم است، همچنين عين فعاليت و ظهور و بروز فعل اوست.
[١] رجوع كنيد به: مجمع البيان، ج ٨، ص ١٤٢.