تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٨ - مقدمات اثبات علم ذاتى واجب
نظريه صدر المتألهين در علم ذاتى واجب
آخوند صاحب اسفار قائل است: غير از علم فعلى كه نظام وجود از عقل اول تا منتهى إليه عالم طبيعت، عين علم تفصيلى حضرت حق بوده و همچنين در مرتبه ذات، علمى براى حق هست كه با ذات متحد است و مجد و علوّ ذات به اوست. [١]
و ليكن اختلاف آخوند با فريقين در اين است كه آنها طرّاً اين علم را به نحو تفصيل ندانسته بلكه به نحو اجمال مىدانند، ولى آخوند قائل است كه اين علم هم به نعت اجمال نبوده بلكه به نعت تفصيل مىباشد.
مقدمات اثبات علم ذاتى واجب
براى اثبات اين علم در مرتبه ذات كه سبب علوّ ذات است مقدماتى لازم است كه با بيان تفصيلى آنها مطلب در قلب، متمركز خواهد شد.
يكى از آن مقدمات، بساطت ذات به تمام معناى كلمه است كه حتى ذات به تحليل عقلى هم قابل تحليل نيست؛ چنانكه در مسأله توحيد، آن را برهانى نموده و اثبات كرديم.
يكى ديگر از مقدمات، اصالت وجود است كه سابقاً به واسطه ادله و براهين ثابت و مبرهن گرديد.
بنا بر اين: اعماق عالم از نور وجود پر گشته و فضاى عالم و زواياى آن مالامال از اين حقيقت نوريه است و غير از اين حقيقت در عالم، چيزى نيست.
بيان اين مطلب اين است كه انسان مىتواند از هر چيزى از سراسر نظام وجود كه تحت نظر قرار مىدهد دو مفهوم كه به تمام ذات و حقيقت با يكديگر مخالف و متباين مىباشند انتزاع نمايد و همان طور كه آن دو مفهوم در مفهوميت مخالف با يكديگر
[١] اسفار، ج ٦، ص ٢٦٣- ٢٩٠؛ شواهد ربوبيه، ص ٤٠.