تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٩ - نظريه اتصال و دو شعبه آن
صور اشياء در علم خدا مرتسم مىباشد، پس يك علم حضورى و علم ديگر ارتسامى است.
تمام اين تصورات و اقسام، از شعب قول به انفصال مىباشد.
نظريه اتصال و دو شعبه آن
و اما قول به اتصال: در اينجا هم دو دسته شدهاند، گرچه هر يك باز به شعبى منشعب شدهاند و لكن در خود اين قول به اتصال دو رشته است: يكى اينكه علم غير متحد با ذات است، و ديگر متحد با ذات است.
اما شعب قول اول: يك قول به بعضى از فلاسفه از قبيل ابى على و ابى نصر نسبت داده شده [١] كه قائل شدهاند علم خداوند ارتسامى است به اين معنى كه صور علميه حق مرتسم در ذات و زايد بر او و متصل به اوست.
شيخ الرئيس گفته است: گاهى معناى معقول از شىء موجود اخذ مىشود، مثل اينكه ما از فلك با رصد و حس، صور معقوله را اخذ مىكنيم، يعنى وجود بوده و ما صورت را از وجود تعقل مىنماييم.
و گاهى صورت معقوله از موجود اخذ نمىشود، بلكه بر عكس است، يعنى موجود خارجى از او تحقق يافته است، مثل معمارى كه عمارتى را تصوير مىنمايد و صورتى از آن در ذهنش مرتسم مىشود، سپس طبق آن صورت وجود خارجى را ايجاد مىكند. [٢]
و الحاصل: يك دفعه چيزى وجود خارجى دارد و ما او را مىبينيم فعقلناه، و يك دفعه عقلناه ثم اوجدناه.
بر اين اساس مىگوييم: تمام صور غير متناهى نظام عالم، ازلًا و ابداً به نحو قيام صدورى در خداوند متعال مرتسم بوده و آن صور متصل به ذات و زايد بر ذات
[١] رجوع كنيد به: اسفار، ج ٦، ص ١٨٠.
[٢] شفا، بخش الهيات، ص ٥٠٢.