مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - مکتب عقل
کند، اول و آخر هستی را بیابد و مراتب هستی و قوانین کلی آن را دریابد. اما همین فیلسوف درباره فلان گیاه یا حیوان یا سنگ و یا زمین و خورشید هیچ اطلاعی ندارد. حکمت از نظر فیلسوف یعنی اطلاع کلی از سراسر هستی و از مجموع اندام عالم به طوری که در آینه ذهن حکیم، سراسر هستی و اندام عالم منعکس شود؛ یعنی همه هستی- ولی به صورت مبهم- در عقل حکیم مشخص شده باشد.
میگفتند کمال نفس انسان به این است که مجموع اندام عالم- نه یک جزء بالخصوص و بیاطلاع از جای دیگر- در ذهن او منعکس شود. این را به این تعبیر میگفتند: صَیرورَةُ الْانْسانِ عالَماً عَقْلِیاً مُضاهِیاً لِلْعالَمِ الْعَینی گردیدن و شدن انسان، جهانی عقلانی مشابه با جهان عینی؛ یعنی انسان خودش یک جهان در برابر آن جهان بشود؛ ولی آن جهان، جهان عینی است و این جهان، جهانی عقلانی و فکری
هر آن کس ز دانش برد توشهای | جهانی است بنشسته در گوشهای | |