مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٢ - راهی از دل به خدا
آن وقت خوب درک میکند که در سایر اوقات که چیزهای کوچک او را به خود مشغول داشته بود و او را آزار میداد چقدر پست و ساقط و سافل بوده. انسان وقتی که از غیر خدا چیزی میخواهد احساس مذلت میکند و وقتی که از خدا میخواهد احساس عزت. لهذا دعا، هم طلب است و هم مطلوب، هم وسیله است و هم غایت، هم مقدمه است و هم نتیجه. اولیای خدا هیچ چیزی را به اندازه دعا خوش نداشتند، همه خواهشها و آرزوهای دل خود را با محبوب واقعی در میان میگذاشتند و بیش از آن اندازه که به مطلوبهای خود اهمیت میدادند به خودِ طلب و راز و نیاز اهمیت میدادند، هیچ گونه احساس خستگی و ملالت نمیکردند، به تعبیر امیرالمؤمنین خطاب به کمیل نخعی:
هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلی حَقیقَةِ الْبَصیرَةِ وَ باشَروا رَوْحَ الْیقینِ وَ اسْتَلانوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفونَ وَ انِسوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْاعْلی [١].
ناگهان علم و آگاهی در کمال حقیقت بصیرت و بینش بر آنها و قلبشان فرود آمد و لذت یقین را درک کردند و با حقیقت آن تماس گرفتند، و با آنچه دنیاداران از آن در هراساند و آن را ناخوش و دشوار میدارند اینان خوشند و آن را نرم و دلپسند شمردند و به آنچه نادانان از آن گریزاناند مأنوس شدند، و با اهل دنیا با بدنهایی که روح آن بدنها متعلق به محل اعلی و عالم ربوبی است معاشرت کردند.
برعکسِ دلهای زنگ گرفته سیاه و قفل شده که از درگاه خدا رانده شدهاند.
راهی از دل به خدا
هر کسی از دل خود با خدا راه دارد. دری از همه دلها به سوی خدا هست. حتی شقی ترین افراد در موارد گرفتاری و ابتلا، در وقتی که اسباب و علل بکلی از او منقطع میشود، تکانی میخورد و به خدا التجا میبرد. این یک میل فطری و طبیعی
[١]. نهج البلاغه، حکمت ١٣٩.