مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٣ - راهی از دل به خدا
است در وجود انسان. پرده گناه و شقاوت گاهی روی آن را میگیرد. در سختیها که پرده زایل میشود، خود به خود این میل تحریک میشود و به هیجان در میآید.
شخصی از صادق آل البیت علیهم السلام پرسید: چه دلیلی بر وجود خدا هست؟
فرمود: آیا تاکنون کشتی سوار شدهای؟ گفت: بلی. فرمود: آیا اتفاق افتاده که دریا طوفانی شود و کشتی در شرف غرق شدن باشد و امید تو از همه جا بریده شود؟
گفت: بلی، یک چنین اتفاقی افتاد. فرمود: آیا در آن وقت دلت متوجه به جایی بود و ملجأ و پناهی میجست و از یک نقطهای خواهش میکرد که تو را نجات دهد؟
گفت: بلی. فرمود: او همان خداست.
امام صادق علیه السلام خداوند را از راه دل خود او به او شناساند (وَ فی انْفُسِکمْ افَلا تُبْصِرون) [١]. این میل و این توجه که در فطرت بشر هست که در مواقع انقطاعِ اسباب متوجه قدرت قاهره غالبی فوق اسباب و علل ظاهری میشود، دلیل بر وجود چنین قدرتی است. اگر نبود، چنین میلی وجود پیدا نمیکرد.
البته فرق است بین اینکه میلی در وجود انسان باشد و اینکه انسان آن میل را کاملًا بشناسد و هدف آن را بداند. میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست. وقتی که گرسنه میشود و این احتیاج در وجودش پیدا میشود، این میل تحریک میشود و او را هدایت میکند که در جستجوی پستانِ ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته برآید. همان میل او را هدایت میکند. این میلْ خودش خود به خود راهنماست، او را وادار میکند که دهانش را باز کند و در جستجو برآید، اگر نیافت گریه کند. خود گریه کردن، استمداد و کمک خواستن از مادر است، همان مادری که هنوز او را نمیشناسد و از وجودش اطلاع ندارد. ولی خود طفل هیچ نمیداند که هدف این میل چیست، هدف این گریه چیست، برای چه این میل در وجودش پدید آمده؛ نمیداند جهاز هاضمهای دارد و آن جهاز ماده غذایی میخواهد، بدن بدل مایتحلّل میخواهد. او نمیداند برای چه [شیر] میخواهد و نمیداند فلسفه گریه اعلام مادر است، همان مادرِ نشناخته که تدریجاً باید او را بشناسد.
ما نسبت به میلهای عالی انسانیت، میل خداجویی و خداخواهی، میل به دعا و التجا به خدای نادیده، حالت همان طفل نوزاد را داریم نسبت به پستانِ ندیده و
[١] ذاریات/ ٢١.