مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - خودآگاهی و خداآگاهی
علی علیه السلام میفرماید: داخِلٌ فِی الْاشْیاءِ لا بِالْمُمازَجَةِ وَ خارِجٌ عَنِ الْاشْیاءِ لا بِالْمُباینَةِ.
یکی از مطالبی که نهج البلاغه بر آن تکیه میکند این است که خدا از اشیاء بیرون و جدا نیست ولی در عین حال داخل در اشیاء هم نیست: لَیسَ فِی الْاشْیاءِ بِوالِجٍ وَ لا عَنْها بِخارِجٍ [١].
ثانیاً قرآن که میگوید انسان به خدا باید تعلق خاطر داشته باشد، به این دلیل است که خدا را کمال و نهایت سیر انسان میداند و مسیر انسان را به سوی خدا میداند. پس توجه انسان به خدا، مثل توجه آن ذره است به نهایت کمال خودش، مثل توجه آن دانه است به نهایت کمال خودش. رفتن انسان به سوی خدا، رفتن انسان به سوی «خود» است، رفتن انسان از «خود» ناقصتر به «خود» کاملتر است.
پس اشتباه کرده است آن کسی که خدا را با اشیاء دیگر مقایسه کرده و خیال کرده است که خدا هم مثل یک شیء بیگانه است که وقتی انسان به آن توجه پیدا کرد، آگاهیاش از خودش سلب میشود و وقتی در آن شیء بیگانه غرق شد، ارزشهای خودش را فراموش میکند و وقتی به آن شیء بیگانه توجه کرد، از حرکت میایستد چون او مثل یک میخ طویله و درختی است که موجودی را به آن بسته باشند
خودآگاهی و خداآگاهی
خدا به انسان آنچنان نزدیک و با او یگانه است که آگاهی انسان به خدا عین آگاهی او به خودش است، بلکه انسان فقط وقتی میتواند به خودش آگاه باشد که به خدا آگاه باشد و محال است کسی «خودآگاه» باشد ولی «خداآگاه» نباشد. قرآن میفرماید: وَ لا تَکونوا کالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَانْسیهُمْ انْفُسَهُمْ اولئِک هُمُ الْفاسِقونَ هرکس خدا را فراموش کند، خودش را فراموش کرده است. انسان آن وقت خودش را باز مییابد که خدای خودش را بازیافته باشد. اگر انسان خدایش را فراموش کرد، خودش را فراموش کرده است. قرآن در جهت عکس اگزیستانسیالیسم میگوید.
آنها میگویند: انسان اگر توجهش به خدا معطوف شود، «خداآگاه» میشود و
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٨٤