مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - تکامل روح در دنیا
پس انسان در انسان شناسی و جهان شناسی اسلام، یک مرغ ساخته و پرداخته قبلی که در فضای عالم قدس پرواز میکرده (طایر عالم قدسم، چه دهم شرح فراق) نیست که بعد او را در این قفس زندانی کرده باشند و وظیفهاش فقط این باشد که قفس را بشکند. اسلام این را قبول ندارد. بله، اگر شما شنیدهاید که عالم ارواح بر عالم اجسام تقدم دارد، به این معناست که سنخ ارواح تقدم دارد؛ یعنی روح پرتوی است که تکوینش در این عالم است، ولی پرتوی است که از عالم دیگر به این عالم تابیده است، نه اینکه به تمام و کمال در جای دیگری بوده و بعد او را به اینجا آوردهاند و در قفس کردهاند. این فکر، یعنی فکر تناسخ، یک فکر هندی و یک فکر افلاطونی است. افلاطون در بین یونانیها معتقد بود که روح انسان ساخته و پرداخته عالمی قبل از این عالم (عالم مُثُل) است، بعد این ساخته و پرداخته را آوردهاند و به حکم مصلحتی در اینجا زندانی کردهاند، لذا باید از این زندان رها شود و برود. ولی اسلام با این دید به طبیعت نگاه نمیکند.
البته این را هم عرض کنم، برای اینکه بعضی اگر تاریخچههایی را خواندهاند [توهم نکنند:] نمیخواهم بگویم تمام عرفا اینقدر اشتباه کردهاند؛ بلکه عرفای بزرگ گاهی لااقل در کلمات خودشان متوجه این نکته بودهاند، نه ترک جامعه گرایی کردهاند و نه ترک طبیعت گرایی. آنها به این نکته که قرآن آیات آفاق و انفس را در کنار یکدیگر ذکر کرده است و طبیعت هم آیه و آیینه جمال حق است، کاملًا توجه کردهاند. مگر شبستری نیست که در آن منظومه بسیار بسیار عالی و راقی خودش که واقعاً شاهکاری در عالم انسانیت است [١]، میگوید:
به نام آن که جان را فکرت آموخت | چراغ دل به نور جان برافروخت | |