مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - تکامل روح در دنیا
میکند و تعبیر عجیبی دارد که صدرالمتألهین میگوید: من نظریه «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» بودن روح را از این آیه کشف کردم. وقتی درباره انسان بحث میکند، میفرماید: ما انسان را از خاک آفریدیم؛ مرحله به مرحله پیش آمد تا اینکه نطفه شد، نطفه علقه شد، علقه مضغه شد و مضغه استخوان شد و بر روی استخوان گوشت پوشانیده شد. بعد میفرماید: ثُمَّ انْشَأْناهُ خَلْقا اخَرَ [١] ما همین ماده و طبیعت را تبدیل به چیز دیگری- که روح است- کردیم؛ یعنی روح زاییده همین طبیعت است. روح مجرّد است، ولی مجرّدِ زاییده از ماده است. پس انسان در جای دیگری به صورت کامل نبوده تا بعد در این عالم در قفس قرار گرفته باشد. انسان در اینجا در دامن مادر خودش است. طبیعت، مادر روح انسان است و انسان در طبیعت که زندگی میکند، در دامن مادر زندگی میکند. بنابراین در همین جا باید تکامل پیدا کند، نه اینکه قبلًا تکامل پیدا کرده است و بعد اینجا در زندان یا چاه گرفتار شده و باید بیرون بیاید؛ این، فکر اسلامی نیست.
البته اسلام میگوید تو برای همیشه نباید در دامن مادر بمانی. اگر برای همیشه بخواهی در دامن مادر باشی، یک بچه ننه خواهی بود و هرگز مرد میدان نخواهی شد.
اگر از طبیعت عروج نکنی و از دامن این مادر برنخیزی و بالا نیایی، در طبیعت میمانی، یک موجود طبیعی میشود، «ثُمَّ رَدَدْناهُ اسْفَلَ سافِلین» میشوی و دیگر «الَّا الَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات» [٢] نیستی، در اسفل السافلین میمانی. اگر انسان در اسفل السافلین- که طبیعت است- محبوس بماند، به این معنا که از حد طبیعت بالا نرود، این امر در دنیای دیگر جهنم اوست، فَامُّهُ هاوِیةٌ [٣] مادرش همان جهنم است.
خداوند مولودی را در دامن این مادر (طبیعت) متولد کرده که از دامن این مادر بالا برود، مدرسه برود و مدرسه را طی کند و بالاتر برود. اگر او در این دامن بماند، برای همیشه در اینجا خواهد ماند. اگرچه این تشبیه خیلی ناقص است ولی چنین شخصی حالت بچهای را دارد که واقعاً بچه ننه شده است، یک بچه ننهای که وقتی بیست و پنج ساله هم شده باز باید در بغل مادرش بخوابد و مادرش پستانش را بغل صورتش بگذارد که این آقازاده خوابش ببرد! این آدم دیگر چه از آب در میآید؟!
[١] مؤمنون/ ١٤[٢] تین/ ٥ و ٦[٣] قارعه/ ٩