راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٥ - در نكوهش ثروت و ستايش فقر
به مقدار كفاف و دورى از مال بيش از حد است. آرى در هنگام جمعآورى مال از بيم حساب، نفس خويش را خوار ساز و به بدى خود اقرار كن اين عمل نجات بخشتر و نزديكتر است به فضيلت از دليل آوردن براى جمع آورى مال. اگر بپذيريد شما را پند دادم و پند پذيران اندكند. خداوند به رحمت خود ما و شما را براى هر عمل خيرى موفق بدارد- پايان سخن حارث محاسبى.
سخنانى كه بيان شد براى برترى فقر بر ثروت كافى است و سخنى بيش از آن وجود ندارد. شاهد بر آن تمام رواياتى است كه در كتاب ذمّ دنيا و كتاب فقر و زهد ذكر كرديم و نيز آنچه از ابو امامه باهلى روايت شده گواه بر آن است. ثعلبة بن حاطب گفت«١٥١» اى رسول خدا، خداى را بخوان كه به من مال روزى كند اى ثعلبه مال اندكى كه شكرش را ادا كنى بهتر از مال بسيار است كه نتوانى شكرش را به جاى آورى. عرض كرد: اى رسول خدا، خداى را بخوان تا به من مالى عطا كند فرمود: اى ثعلبه آيا از من الگو و سرمشق نمىگيرى؟ آيا راضى نيستى كه مانند من باشى؟ آگاه باش سوگند به خدايى كه جانم در قبضه قدرت اوست اگر بخواهم كه كوهها به صورت طلا و نقره همراهم حركت كنند حركت خواهند كرد. عرض كرد: سوگند به خدايى كه تو را به حق مبعوث به رسالت فرموده است، اگر دعا كنى كه خداى به من مالى بدهد حقّ هر صاحب حقّى را مىدهم و حتما اين كار را خواهم كرد. پيامبر خدا (ص) به درگاه خدا عرض كرد: «خدايا به ثعلبه مالى روزى فرما.» پس گوسفندى گرفت و زياد شد چنان كه كرم رشد مىكند، از اين رو مدينه بر او تنگ آمد و از آنجا دور شد و در درّهاى از درّههاى مدينه فرود آمد و نماز ظهر و عصر را به جماعت مىگزارد و در نمازهاى ديگر شركت نمىكرد. سپس
«١٥١» اين حديث را بغوى ، بارودى ، ابن قانع ، ابن سكن ، و ابن شاهين از ابو امامه از ثعلبه بن حاطب به سندى صحيح روايت كرده چنان كه در جامع الصغير، ج ٢، ص ٨٨، آمده است . و حسن بن سفيان ، ابن منذر، ابن ابى حاكم ، ابوالشيخ و عسكرى در الا مثال ، ابن منده ، ابونعيم در معرفة الصحابه ، ابن مردويه و بيهقى در الدلائل و ابن عساكر از ابوامامه روايت كرده اند، به درّالمنثور، ج ٣، ص ٢٦٠، رجوع كنيد.