راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٧ - اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند
كردن با آنها با قياسهاى دقيق عاجز نبود، به اصحاب خود چگونگى مجادله و مغلوب كردن خصم را نياموخت.
ولى هوشمندان و دورانديشان به اين فريفته نمىشوند و مىگويند: اگر اهل زمين نجات يابند و ما هلاك شويم نجات آنان به ما نفعى ندارد و اگر ما نجات يابيم و آنها هلاك شوند هلاكت آنها به ما ضررى نمىزند و بر ما لازم نيست بيش از مقدارى كه صحابه با يهود و نصارا و ديگر اديان مجادله كردهاند به مجادله بپردازيم. آنها عمرشان را به اصلاح مجادله آنان ضايع نكردند و ما نيز نبايد عمرمان را به اصلاح مجادله تباه سازيم و نبايد آن را در راهى مصرف كنيم كه در روز فقر و بيچارگيمان (قيامت) برايمان نفعى نداشته باشد و چرا در كارى تعمّق كنيم كه به خطاى در آن بر خود ايمن نباشيم و بدعت گذاران را ببينيم كه با مجادله ما ترك بدعت نمىكنند، بلكه مجادله ما بر دشمنى و تعصّب آنها مىافزايد و بدعت آنها را شدّت مىبخشد. پس اگر ما با نفس خود بستيزيم و با او مبارزه و مجادله كنيم تا دنيا را براى آخرت ترك كند، سزاوارتر است، اين در صورتى است كه ما از مجادله و نزاع منع نشده باشيم. پس اگر از آن منع شده باشيم چگونه با ترك سنّت مردم را به سنّت دعوت كنيم، پس برايمان سزاوارتر است كه به نفس خود بپردازيم و در صفات نفس كه خدا را به خشم مىآورد بينديشيم تا از آن پاك شده و صفاتى را به دست آوريم كه خدا دوست مىدارد.
گروه ديگر كسانى هستند كه به پنددادن مشغول شدهاند و والامقامترين آنها كسى است كه در اخلاق نفس و صفات دل، يعنى بيم و اميد و صبر و توكّل و زهد و يقين و اخلاص و راستگويى و نظاير آن، سخن مىگويند. آنان مغرورند و مىپندارند كه هرگاه از اين صفات سخن بگويند و مردم را بدان فراخوانند خود نيز به آن صفات متّصف مىشوند، در حالى كه در پيشگاه خدا آن صفات را ندارند مگر به مقدارى كه مسلمانان عوام دارند.
غرور اينان سختترين غرورهاست، زيرا سخت گرفتار عجب شدهاند و مىپندارند كه