راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٣ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
را ديد شرمنده شد. پس حضرت به او فرمود: «اين جنس را براى عائلهات خريدهاى و برايشان مىبرى، به خدا اگر اهل مدينه نبودند (مرا نمىديدند) دوست داشتم كه براى عائلهام چيزى بخرم و شخصا برايشان ببرم.» مقصود حضرت اين است كه اگر از ترس عيبجويى مردم نبود (چنين كارى مىكردم) با اين كه جدّش امير المؤمنين (ع) همين كار را مىكرد چون در زمان آن حضرت اين كار را بر او عيب نمىشمردند و در مقامى كه داشت برايش جايز بود آن كار را بكند و براى حضرت منقبتى بود و درسى براى ديگران.
غزّالى گويد: مردم به درمان دلها اهميّت نداده و به درمان بدنها پرداختهاند با اين كه بدنها ناگزير محكوم به مرگند و دلها به سعادت نمىرسند، جز با سالم بودن آنها زيرا خداى متعال فرمود: إِلَّا من أَتَى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ.«١٦١»
از عبد الله بن سلام روايت شده است كه پشته هيزمى را بر پشت خويش مىكشيد.
پس به او گفتند: اى ابو يوسف در ميان چاكران و فرزندانت كسانى هستند كه اين كار را انجام دهند، گفت: آرى ولى خواستم نفسم را بيازمايم كه آيا از اين كار بدش مىآيد.
پس عبد الله فقط به تصميم بر ترك ننگ و عار را اكتفا نكرد بلكه آن را آزمود كه ببيند راست است يا دروغ. در حديث است: «هر كسى ميوه يا چيزى را حمل كند از تكبّر بدور است.»«١٦٢»
امتحان پنجم
: اين است كه لباسهاى كهنه بپوشد، چرا كه دورى كردن نفس از اين كار در حضور مردم ريا و در خلوت تكبّر است. پيامبر خدا (ص) فرمود: «كسى كه بر دست شتر ريسمان ببندد و جامه پشمين بپوشد از تكبّر بدور است.»«١٦٣»
«١٦١» شعراء / ٩٠: مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.
«١٦٢» اين حديث را بيهقى در شعب الايمان از حديث ابو امام به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در جامع الصغير است و در عبارت آن من حمل سلعته دارد.
«١٦٣» اين حديث را بيهقى در الشعب از حديث ابوهريره با زيارتى كه دارد روايت كرده و در سند آن ابوالقاسم يعمرى هست كه براستى ضعيف است چنان كه در المغنى آمده است .