راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٥ - تمرين نهايى در خوى تواضع
چنين تواضعى روا دارد. امّا تواضعى كه عالم براى بازارى مىكند آن است كه برايش بپاخيزد و در سخن گفتن خوشرو باشد و در سئوال و اجابت دعوت او و سعى در حاجت وى و نظاير آن مدارا كند خود را بهتر از او نداند، بلكه بر نفس خويش بيشتر از ديگران بيم داشته باشد و ديگران را كوچك نشمارد و تحقير نكند، در صورتى كه از فرجام كار خود و ديگرى آگاه نيست. در اين صورت راه او در به دست آوردن تواضع اين است براى همگنان خود و كسانى كه پايينتر از آنها هستند تواضع كند تا تواضع ستوده در عادتهاى نيك بر او آسان شود و تكبّرش از بين برود. پس اگر اين رفتار بر او آسان باشد خوى تواضع برايش حاصل شده است و اگر اين رفتار بر او دشوار مىآيد و در عين حال آن را انجام مىدهد خود را به تواضع واداشته و متواضع نيست، بلكه اخلاق آن است كه به آسانى و بدون سختى و تفكّر از انسان سر بزند، پس اگر تواضع بر او آسان آيد و بگونهاى شود كه رعايت مقدار و ارج خويش بر او سخت آيد تا آنجا كه به چاپلوسى و خوارى گرايد به طرف نقصان (صفت تواضع) رفته است و بايد نفس خود را والا بداند- مؤمن نبايد خود را خوار سازد- تا به حدّ وسطى كه همان صراط مستقيم است برگردد و اين كار در خوى تواضع و ديگر خويها مشكل است و متمايل شدن از حدّ وسط به طرف نقصان كه تملّق و چاپلوسى است آسانتر از تمايل به طرف فزونى به تكبّر كردن است، چنان تمايل به طرف تبذير در مال در نزد مردم ستودهتر از تمايل به طرف بخل است، بنابراين تبذير بسيار در مال و بخل فراوان هر دو نكوهيدهاند و يكى از آنها زشتتر از ديگرى است. همچنين تكبّر زياد و تواضع فراوان هر دو نكوهيدهاند و يكى از ديگرى زشتتر است و آنچه بطور كلى ستوده است همان عدالت و نهادن هر چيزى در جاى خود و به صورتى است كه واجب است و در شرع و عادت معروف مىباشد، و در توضيح خوى تكبّر به همين مقدار اكتفا مىكنيم.