راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٦ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
نمىكند خبر دهند كه او پسر يك هندوى خونگير است كه كثافتها را مىگيرد و بر اين انسان بالنده اشتباهش را آشكار سازند و ترديدى در راستگويى خبر دهندگان نكند. آيا اين آگاهى [از نسب] چيزى از تكبّر او را باقى مىگذارد؟ نه بلكه در نزد خود پستترين و خوارترين مردم مىشود و آن احساس خوارى بر اثر پستى شغلى است كه به آن نمىتواند بر ديگران تكبّر كند. بنابراين انسان بصير و آگاه چنين حالى خواهد داشت، و هر گاه در اصل خود بينديشد و بداند كه از نطفه و مضغه و خاك است، زيرا اگر پدرش از كسانى بوده كه كارش كشيدن خاك يا گرفتن خون با حجامت يا جز آن بوده است به آن وسيله از پستى خود آگاه مىشود چون اعضاى پدرش با خاك و خون تماس داشته، پس چگونه حالى خواهد داشت هر گاه بداند كه ذاتش از خاك و خون و اشياى كثيفى است كه ذاتا از آن پرهيز دارد.
عامل دوم: تكبّر ورزيدن به زيبايى است و درمانش اين است كه همانند خردمندان به باطن خود بنگرد نه همچون حيوانات به ظاهر و هر گاه به باطن خود بنگرد رسواييها و عيوبى در خود خواهد ديد كه تكبّر كردن به زيبايى او را اندوهگين مىسازد، چرا كه تمام كثافتهاى موجود در اجزاى بدنش به او مربوط مىشود: فضولات در رودهها، ادرار در مثانه، مخاط در بينى، بزاق در دهان، چرك در گوش، خون در رگها، خون آميخته به چرك در زير پوست بدن و بوى بد در زير بغل، هر روز يك يا دو بار با دست، خود را تطهير مىكند و به طهارتگاه رفت و آمد دارد و اين ذلت و خوارى دوران ميانى عمر است در حالى كه در آغاز كار از كثافتهاى بسيار بد كه نطفه و خون حيض است آفريده شده و از مجراى كثافتها بيرون شده چرا كه از صلب و پشت پدر بيرون آمده و سپس از مجراى بول، پس از آن از رحم كه خون حيض از آن ريخته مىشود آن گاه از مجراى كثيف بيرون مىآيد، اين آغاز و دوران ميانى [انسان] است و اگر در زندگى يك روز به شست و شو و نظافت خود نرسد چرك و بو از او بر خواهد خاست، و از حيوانات كه