راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٣ - شرح انگيزههاى تكبّر و عوامل محرّك آن
نمىداند عفو مىشود يا نه، چگونه در زندان ذليل است؟ آيا به اعتقاد شما بر همبندهاى خود در زندان تكبّر مىكند؟! و هيچ بنده گنهكارى نيست جز اين كه دنيا زندان اوست و از سوى خدا مستحقّ كيفر شده است و نمىداند كارش چه مىشود همين براى اندوه و بيم و خوارى او كافى است، اين است همان درمان علمى كه ريشه تكبّر را از بيخ و بن مىكند.
اما درمان عملى [تكبّر] تواضع كردن در برابر خداى متعال در عمل و در برابر ديگران با مواظبت بر اخلاق متواضعان است، چنان كه آن را از احوال صالحان و احوال رسول خدا (ص) نقل و توصيف كرديم تا آنجا كه آن حضرت بر روى زمين غذا مىخورد و مىفرمود: «همانا من بندهاى هستم و همانند بنده غذا مىخورم».«١٤٦» به سلمان گفته شد: چرا لباس نو نمىپوشى؟ گفت: همانا من بندهام [بنده خدايم] و هر گاه روزى آزاد شدم لباس نو خواهم پوشيد، و با اين سخن به آزادى در آخرت اشاره كرد.
تواضع پس از شناخت جز به عمل كامل نمىشود، از اين رو عربهايى كه بر خدا و رسولش تكبّر كردند به ايمان آوردن و نماز گزاردن هر دو امر شدند. گفته شده: نماز ستون دين است و در نماز اسرارى است كه به خاطر آنها ستون دين شده است، از آن جمله تواضعى است كه در ايستادن و ركوع و سجود است، و عربها در قديم خم شدن را ننگ مىدانستند، چه بسا كه از دست عربى تازيانه مىافتاد و براى برداشتن آن خم نمىشد و بند كفش وى كنده مىشد و سر خود را براى درست كردن آن فرود نمىآورد، تا آنجا كه حكيم بن جزام گفته است: با رسول خدا (ص) به اين شرط بيعت كردم كه از سجده كردن و سر فرود آوردن معاف باشم پس پيامبر با همين شرط با او بيعت كرد، سپس آگاه شد و پس از آن ايمانش به كمال رسيد».«١٤٧» و چون سجده كردن در نزد عربها كمال خوارى و پستى بود به سجده كردن امر شدند تا با آن غرورشان بشكند و تكبّرشان
«١٤٦» در باب سيره رسول خدا در خوردن و نوشيدن و در كتاب آداب معيشت پيش از اين گذشت .
«١٤٧» اين حديث را احمد كوتاه يعنى فقط تا جمله ان لا اخر الا قائما)) روايت كرده است و در آن ارسالى پنهان است . المغنى .