روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٠ - ترجمه
نحول و هزال.ثورى گفت:[شادمانى] [١]ايشان به درويشى.بهرى دگر گفتند از اهل اشارت:غيرت ايشان بود بر درويشى.ابو عثمان گفت:ايثار آنچه دارند با مساس [٢]حاجت بهرى [٣]دگر گفتند:طيبت [٤]قلب و بشاشت روى و اظهار تجمّل.
لاٰ يَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً ،عطا گفت:چون غدا داشتندى عشا نخواستندى،و چون عشا داشتندى غدا بخواستندى [٥].
اهل معانى [٦]گفتند معنى آيت آن است كه:لا يسألون النّاس بوجه من الوجوه لا الحافا و لا غير الحاف،و اين چنان بود كه يكى از ما گويد:قلّ ما رأيت مثله،معنى آن باشد كه:ما رأيت مثله،و كذا قوله تعالى: فَقَلِيلاً مٰا يُؤْمِنُونَ [٧]،و ايشان اندك و بسيار ايمان نياوردند،قال الشّاعر [٨]:
على [٩]لاحب لا يهتدى بمناره
و اين طريقه مستقصى برفت في قوله تعالى: وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ [١٠]و الحاح[و الحاف] [١١]لجاج باشد و استقصا،و اشتقاق او من لحف الجبل و هو خشونته باشد،در طلب خشونت كار بندد.
ابن سيرين روايت كند از ابو ذرّ غفارىّ-رحمة اللّه عليه-كه رسول-عليه السلام- گفت:هركه چهل درم دارد و سؤال كند او ملحف بود،يعنى الحاحكننده باشد در سؤال.و حسن بصرى گفت:هركه پنجاه درم دارد توانگر بود.
ابو هريره روايت كند كه رسول-عليه السلام-گفت:مسكين نه آن باشد كه او را يكلقمه يا دو لقمه طعام از تو برگرداند،درويش و [١٢]مسكين آن مرد متعفّف باشد كه
[١١] [١] .اساس:كلمه زير وصّالى رفته است،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .اساس كه در اين مورد نونويس است:وجود،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .همه نسخه بدلها:بعضى.
[٤] .اساس،مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب:طيب،با توجّه به تب تصحيح شد.
[٥] .كذا:در اساس و مج،ديگر نسخه بدلها:نخواستندى.
[٦] .وز:معنى.
[٧] .سوره بقره(٢)آيه ٨٨.
[٨] .تب:نياوردند،مصراع،ديگر نسخه بدلها:و قال الشّاعر.
[٩] .مب:و قال على.
[١٠] .سوره بقره(٢)آيه ٦١.
[١٢] .تب:ندارد.