روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٤ - ترجمه
حقّ خداى [١]تعالى در رقاب [٢]و ظهور آن فراموش نكند.
امّا [٣]آنكس [٤]كه او را«وزر»باشد،مردى باشد كه اسپى بازبندد براى فخر و ريا و معادات اهل اسلام.
و خبّاب بن الأرتّ روايت كند از [٥]رسول-عليه السلام-كه گفت اسپان سهاند:
فرس للرّحمن و فرس للإنسان و فرس للشيطان.
امّا آنچه خداى راست،اسپى باشد كه در راه [٦]خداى براى جهاد كفّار بازبندند.
و امّا آنچه آدمى راست،اسپ [٧]كه مردى [٨]دارد براى نسل[و] [٩]بچّه.
و امّا آنچه شيطان راست،اسپى باشد كه بر او گرو بندند و قماربازند.
و قوله: وَ الْأَنْعٰامِ ،جمع«نعم»،و آن شتر و گاو و گوسفند بود،و«نعم»اسمى است مر جمع را،و از [١٠]لفظ خود واحد ندارد،كالقوم و الرّهط و النّفر.
وَ الْحَرْثِ ،زرع يعنى كشت [١١]و بذر كردن [١٢]. ذٰلِكَ مَتٰاعُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،اين متاع زندگانى دنياست،يعنى اين جمله كه بر شمرد همه [١٣]تمتّع زندگانى دنياست [١٤]، اين سراست كه دنياست،و«دنيا»تأنيث ادنى [١٥]باشد،نزديكتر،براى آنكه صفت سراست [١٦]و«دار»مؤنّث باشد.
وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ،خداى را به نزديك او حسن المآب است.و«مآب» مرجع باشد من آب يؤوب اذا رجع،بازگشتنگاه نكو آنجاست كه: فِيهٰا مٰا تَشْتَهِيهِ [٤٠٢-پ] اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ [١٧]...،آنچه تو آرزو ندانى كردن،
فيها ما لا عين
[١] .اساس كه نونويس است:حق،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مج،وز:ندارد.
[٣] .مج،وز:و اما.
[٤] .اساس كه نونويس است+را،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٥] .مج:گفت از.
[٦] .مج،وز:ره.
[٧] .مج،وز،مر:اسپى.
[٨] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:مرد.
[٩] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[١٠] .اساس،دب،آج،لب،فق،مب،مر:آن،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .مج،وز:يعنى زرع و كشت.
[١٢] .وز:برز كردن.
[١٣] .آج،لب،مب،مر:هم.
[١٤] .مج،وز:ندارد.
[١٥] .كذا در اساس،آج،وز،مج،دب.
[١٦] .اساس كه نونويس است:تثنيه است،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٧] .سوره زخرف(٤٣)آيه ٧١.