روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
گفتم:[من مردى] [١]غريبم،و آمدم تا حديثى از احاديث [٢]رسول خدا-عليه السلام- بشنوم.تو سهبار حديث آغاز كردى و بگريستى [٣]و اكنون مىبروى،بگو تا رسول خداى چه حديث كرد تو را؟گفت:رسول-عليه السلام [٤]-گفت:روز قيامت مردى را بيارند،و او را گويند:نه ما در دنيا تو را مال [٥]بسيار داديم [٦]!چه كردى با آن [٧]؟ گويد:بار خدايا!صدقه دادم و نفقه كردم.
گويند او را:كردى،و لكن براى آن كردى تا گويند:فلان [٨]سخى است و كريم است،و بگفتند،تو را ازآنچه سود؟ ديگرى را بيارند،و او را گويند:نه ما تو را قوّت و شجاعت داديم!چه كردى؟ گويد:بار خدايا!جهاد كردم و جان سبيل [٩]كردم.گويند:كردى،و لكن براى آن كردى تا گويند:فلان شجاع است و بگفتند:فما ذا يغني عنك؟تو را چه سود است از آن؟ ديگرى[را] [١٠]بيارند،گويند:نه ما تو را علم داديم و فهم،در دنيا چه كردى؟ گويد:بار خدايا!علم بياموختم و مردمان را در آموختم و نشر كردم،گويند:كردى، و لكن براى آن كردى تا مردمان گويند:فلان عالم است[٣٥٩-پ]،اين بگفتند،تو را ازآنچه سود؟آنگه بفرمايد تا هر سه را به دوزخ برند.
وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكٰافِرِينَ ،گفت:خداى تعالى هدايت نكند كافران را به ره بهشت،يا لطفى نكند با ايشان كه با مؤمنان كند،چه آنچه با مؤمنان كند با كافران نكند،چه اگر كند لطف نباشد ايشان را،و اين دليل ديگر است بر آنكه آيت در شأن كافران است تا در باب احباط،اصحاب وعيد را تمسك نبود به آيت.
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .اساس:در محلّ نونويسشده:از آن،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:در محلّ نونويسشده:و نگفتى،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .تب،مب:رسول خداى.
[٥] .اساس:زر،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .تب:نه ما تو را مال بسيار داديم در دنيا.
[٧] .تب+مال،آن مرد.
[٨] .تب+كس.
[٩] .وز:بسبيل.
[١٠] .اساس:ندارد،از تب افزوده شد.