روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦٠
مجاز،قال اعشى بني ثعلبة:
و اذا تجوّزها حبال قبيلة
اخذت من الاخرى اليك حبالها
و قوله: إِلاّٰ بِحَبْلٍ مِنَ اللّٰهِ [١]،اى بامان،و«حبل»به معنى مودّت و عهد آمد في قول ذى الرّمّة:
هل حبل خرقاء بعد اليوم مرموم
ام هل لها آخر الأيّام تكليم
عبد اللّه عبّاس گفت:مراد به«حبل»در آيت دين است،اى تمسكوا بدين اللّه، دست در دين[٤٤٨-پ]خداى زنى [٢].عبد اللّه مسعود گفت:جماعت است،و هم او گفت:يا ايّها النّاس عليكم بالطّاعة و الجماعة فانّها حبل اللّه الّذي امر به و انّ ما تكرهون في الجماعة خير ممّا تحبّون في الفرقة [٣]،گفت:اى مردمان اطاعت خدا و ملازمت جماعت نگاه داريد كه آن حبل و عهد خداست،و آنچه شما آن را كاره باشيد در جماعت بهتر از آن است كه دوست داريد در فرقه [٤].
مجاهد و عطا گفتند:مراد عهد است،اى بعهد اللّه.قتاده و سدّى و ضحّاك گفتند:مراد قرآن است، بِحَبْلِ اللّٰهِ ،اى بكتاب اللّه.
حارث اعور گويد:در مسجد رسول شدم،مردم را ديدم در اختلاف احاديث افتاده.به نزديك اميرالمؤمنين على [٥]آمدم،گفتم:يا اميرالمؤمنين !مردمان در گفت و گوى افتادهاند.گفت:شنيدهام از رسول-عليه السلام-كه فتنهاى بباشد.گفتم:يا اميرالمؤمنين !خلاص از او به چه باشد؟گفت:
بكتاب اللّه،فانّ فيه نبأ ما قبلكم، خبر ما بعدكم،و حكم ما بينكم،هو الفصل ليس بالهزل،هو حبل اللّه المتين،و هو الذّكر الحكيم،و هو الصّراط المستقيم- في حديث طويل ذكرناه في اوّل الكتاب، گفت:خلاص از اين فتنه به كتاب خداى باشد كه در او حديث پيشينگان است،و خبر بازپسينان،و حكم آنچه در ميان شما باشد فصل است و هزل نيست،او حبل خداست و ذكر حكيم است،و راه راست است-در حديث دراز كه گفته شد در اوّل كتاب [٦]في مقدّماته.
[١] .سوره آل عمران(٣)آيه ١١٢.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:زنيد.
[٣] .وز:الفرق.
[٤] .مب:فرقت.
[٥] .مب:علىّ بن ابى طالب.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:گفته شد كما ذكر في اوّل الكتاب.