روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٨
بر اهل خود جز خير نمىدانم [١]،و اين مرد را كه بر او حوالت است بى من در خانه من نرفت.
سعد بن معاذ الانصارى بر پاى خاست [٢]،و گفت:يا رسول اللّه!اگر از ماست كه اوسيم دستور باش [٣]تا من گردنش بزنم،و اگر از خزرج است همچنين بفرماى تا آن كنيم كه تو فرمايى.سعد عباده را سخت آمد و گفت:نتوانى،و تو را اين حكم نباشد،و از [٤]ميان ايشان در اين باب گفت و گوى [٥]رفت،خداى تعالى اين آيت فرستاد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ حَقَّ تُقٰاتِهِ ،اين مؤمنان از خداى بترسيد حقّ ترسيدن.
راوى خبر گويد كه رسول-عليه السلام-گفت:
حقّ تقاته ان يطاع فلا يعصى و ان يذكر فلا ينسى و ان يشكر فلا يكفر، حقّ ترسيدن او [٦]آن باشد كه طاعتش كنند بىعصيان،و ذكرش كنند بىنسيان،و شكرش كنند بىكفران.
عبد اللّه عبّاس گفت:آن باشد كه طرفة العينى در او عاصى نشوند.مجاهد گفت:آن باشد كه جهاد كنند در راه او حقّ جهاد،و ملامت هيچ لايم [٧]دامن او نگيرد،و حق بگويد و اگرچه بر او باشد و بر پدر و برادر و فرزندان او.زجّاج گفت:
آن باشد كه طاعت او به جاى آرد در آنچه بر او واجب بود،و سميع و مطيع باشد اوامر او را.
مفسران گفتند:چون اين آيت آمد،صحابه گفتند:يا رسول اللّه!و من يقوى على هذا؟و كيست كه قوّت و طاقت اين دارد كه حقّ تقوى [٨]به جاى آرد؟خداى تعالى [٩]آيت فرستاد: فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ [١٠]،و به او [١١]اين آيت منسوخ كرد،و اين قول معتمد نيست.
[١] .مب،مر:نمىخواهم.
[٢] .مج،دب:خواست،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٣] .مب:دستور باشد،مر:دستور بده.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:و در.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر:گفت و گوى.
[٦] .مر:ترسيدن از خداى.
[٧] .مر:لايمى.
[٨] .مج:يقوى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .مب،مر+اين.
[١٠] .سوره تغابن(٦٤)آيه ١٦.
[١١] .مج+به،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.