روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٦
امّا اگر اين كه يك كتاب است پنجاه باشد،و اين كه يك رسول است صد باشد،و او مانع از ايمان و حايل [١]بر كفر بل محدث و منشئ و خالق كفر و قدرت موجبه كفر [٢]اين جمله با اين چه [٣]غنا و كفاف كند و كجا سود دارد!نعوذ باللّه من الجهالة و تجويز هذه المقالة.
قتاده گفت:در اين آيت دو حجّت عظيم هست،يكى كتاب خدا،و يكى رسول خدا.رسول خدا رفت و كتاب ماند،در او بيان حلال و حرام [٤]و شرايع و احكام،و اين دو چيز هم بر اصل مجبّره روان نيست [٥]،براى آنكه اگر كلام است به ذات او قائم است،و اگر رسول است به مرگ از رسالت معزول است،چه او از دعوت معزول است،خواجه به ترك اجابت معذور است،پناه با خداى ده از امثال اين تا مهتدى[٤٤٥-پ]شوى كه: وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللّٰهِ فَقَدْ هُدِيَ ،اى يمتنع [٦]باللّه و يتمسك به،هركه او معتصم شود به خداى،يعنى تمسك كند به دين خداى،و منه قوله: وَ اعْتَصَمُوا بِهِ [٧].و اصله الامتناع،و من قولهم:عصمته فاعتصم،و العصم و العصام،المنع،قال اللّه تعالى: لاٰ عٰاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ [٨]،و از اين جا عصمت گويند آن لطف را كه مكلّف عند آن امتناع كند از ساير قبايح،قال الفرزدق:
انا ابن العاصمين بني تميم
اذا ما [٩]اعظم الحدثان نابا
يقول [١٠]:اعتصم بكذا اذا تمسك به،قال الشّاعر:
يظلّ من خوفه الملاح معتصما
بالخيزرانة بعد الأين و النّجد
و يقال:اعتصمته [١١]بمعنى اعتصم به،قال الشّاعر:
اذا انت جازيت الإخاء بمثله
و آنستني [١٢]ثمّ اعتصمت حباليا
اى بحبالي.
[١] .كذا:در مج،وز و ديگر نسخه بدلها:حامل.
[٢] .وز و ديگر نسخه بدلها+واردات موجبه كفر.
[٣] .وز:اين چه.
[٤] .مج:و حلال،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .دب،مب،مر:روا نيست.
[٦] .وز:يتمتع،مر:يمتنع يتمتع.
[٧] .سوره نساء(٤)آيه ١٧٥.
[٨] .سوره هود(١١)آيه ٤٣.
[٩] .مج:و امّا،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .وز و ديگر نسخه بدلها:يقال.
[١١] .مج:اعتصمه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .كذا:در مج و ديگر نسخه بدلها،تفسير طبرى(٦٢/٧):و آسيتني.