روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥٢
بىعذرى ؟جزيه بر او نهم.
قُلْ يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيٰاتِ اللّٰهِ ،آيت وارد است مورد تعجّب و انكار و تقريع،و ظاهر او استفهام است. وَ اللّٰهُ شَهِيدٌ ،«واو»حال راست،يعنى در حالى كه خداى بر شما و افعال شما گواه است،و مثل اين آيت را تفسير برفت پيش از اين.
قُلْ يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ لِمَ تَصُدُّونَ ،چرا منع مىكنيد از راه خدا.و الصّد:المنع، قال اللّه تعالى: هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ [١].
و در كيفيّت«صدّ»دو [٢]قول گفتند [٣]:يكى [٤]جهودان [٥]به تذكير و ياد دادن كارزارى [٦]كه در جاهليّت از ميان اوس و خزرج بود ايشان را بر يكديگر اغراء كردندى تا ايشان بر يكديگر بيامدندى،و حميّت جاهليّت ايشان را برآن داشتى كه محافظت و مراعات اسلام يكسو نهادندى و ما سر كينه كهن شدندى،اين قول زيد بن اسلم است،و او گفت:آيت خاصّ در [٧]جهودان است.
و حسن بصرى گفت:آيت در [٨]جهودان است و ترسايان،و آن آن بود كه ايشان عرب را گفتندى:اين محمّد نه آن محمّد است كه ما نعت و صفت او در تورات و انجيل خواندهايم و پيغامبران ما را بشارت دادهاند.
مَنْ آمَنَ ،در جاى مفعول به است،و محلّ او نصب است،يعنى چرا منع مىكنى [٩]مؤمنان را. تَبْغُونَهٰا عِوَجاً ،و«ها»راجع است با«سبيل»،و طلب كژى اين راه مىكنى [١٠]. تَبْغُونَهٰا عِوَجاً ،در جاى حال است،اى باغين لها عوجا.و«العوج» بكسر العين اعوجاج فيما[لا يرى كالأمر و الدّين و الرّأى و غير ذلك.و«العوج»بفتح العين اعوجاج فيما] [١١]يرى،كالحائط و العصا و غير ذلك.و البغى و البغا الطّلب،يقال:
[١] .سوره فتح(٤٨)آيه ٢٥.
[٢] .آج،لب،فق،مب:بر دو.
[٣] .مب:گفتندى.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+آنكه.
[٥] .دب+را.
[٦] .لب:كالزارى/كارزارى.
[٧] .آج،لب،فق،مب:بر،مر:بر حقّ.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:بر.
[١٠] [٩] .آج،لب،فق،مب،مر:مىكنيد.
[١١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.