روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤ - ترجمه
يافت [١]كه حسن و حسين را [٢]مىخوابانيد و ايشان نمىخفتند از گرسنگى،فاطمه گفت:يا بن عم رسول اللّه!بنگر تا چيزكى به دست آرى براى اين كودكان كه از گرسنگى بنمىخسبند [٣]و سه روز است تا طعام نخوردهاند؟ اميرالمؤمنين [٤]از خانه به در آمد [٥]و به نزديك عبد الرّحمن عوف شد [٦]و او را گفت:دينارى زر به قرض مرا ده.او [٧]در خانه رفت و كيسهاى بيرون آورد صد دينار صرخ [٨]در او كرده و گفت:بستان و هرگز عوض مده [٩]،اميرالمؤمنين گفت:لا و اللّه،كه اين از تو نستانم و قبول نكنم.گفت چرا؟گفت:براى آنكه از رسول-عليه السلام- شنيدهام كه:
اليد العليا خير من اليد السفلى ،گفت:دست زبرين بهتر از دست زيرين باشد،يعنى دست دهنده به از دست گيرنده باشد،و من نخواهم كه كسى را بر من دستى بود تا [١٠]دست او از دست من بهتر باشد،و لكن يك دينار مرا ده بر سبيل قرض [١١]،و اين خبر از من بشنو،گفت بيار [١٢].
گفت از رسول-عليه السلام-شنيدم كه گفت:
الصدقة عشرة [١٣]اضعاف و القرض ثمانية عشر ضعفا ،صدقه يكى را [١٤]ده باشد و قرض يكى را [١٥]هژده [١٦].
عبد الرّحمن [١٧]دست در كيسه كرد و دينارى ازآنجا برداشت و به اميرالمؤمنين داد.او بستد [١٨]و ازآنجا بيامد تا به بازار چيزى خرد،مقداد اسود را ديد-جالسا على
[١] .اساس كه نونويس است:فاطمه را ديد،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .تب+عليهما السلام.
[٣] .مب،مر:نمىخفتند.
[٤] .تب+عليه السلام،مج،وز،دب+على.
[٥] .همه نسخه بدلها:از خانه بيرون آمد.
[٦] .همه نسخه بدلها:آمد.
[١٧] [٧] .تب:عبد الرّحمن عوف.
[٨] .همه نسخه بدلها بجز وز:سرخ.
[٩] .اساس كه نونويس است:بستان خرج كن و بازمانده،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر:يا.
[١١] .اساس كه نونويس است:يك دينار زر به من ده به قرض،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .دب:بيان فرما،آج،لب،فق،مب،مر:بيان كن.
[١٣] .اساس:بعشرة،با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .تب،دب،آج،لب،فق،مر:صدقه را يكى.
[١٥] .تب،دب،آج،لب،فق،مب،مر:و قرض را يكى.
[١٦] .مب:هيجده.
[١٨] .تب:اميرالمؤمنين عليه السلام آن بستد،مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:و آن بستد.