روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٠ - ترجمه
كنند،و امّتان خود را بفرمايند تا به همه [١]ايمان آرند،و معنى نصرت ايمان و تصديق و متابعت است[٤٣٨-ر]،اين قول سعيد جبير است.
و طاوس و قتاده و حسن و سدّى از اميرالمؤمنين [٢]-عليه السلام-روايت كردند كه او گفت:خداى تعالى هيچ پيغامبر را نفرستاد و الّا بر او عهد گرفت كه به محمّد [٣]-صلّى اللّه عليه و سلّم-ايمان آرد،و قوم را فرمايد تا به او ايمان آرند [٤]،و اگر در روزگار ايشان ظاهر شود نصرتش كنند.
و مجاهد گفت كه:عهد كه گرفتند بر اهل كتاب گرفتند كه پيغامبران در ميان ايشان[بودند] [٥]و حجّت آورد بر اين قول كه در قرائت ابىّ كعب و عبد اللّه مسعود چنين است:«و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتاب لما آتيتكم»،و بر اين قول استدلال كردند بقوله: ثُمَّ جٰاءَكُمْ ،و گفت:پيغامبر ما به هيچ پيغامبر نيامد،به اهل كتاب آمد،و اين قول مزيّف است،براى آنكه خلاف ظاهر است-و اللّه اعلم بمراده.
و اگر خواهند تا اين قول را قوّت[كنند] [٦]بطريقة حذف المضاف و اقامة المضاف اليه توان كردن،چه مراد آن است كه:و اذ اخذ اللّه ميثاق امم النّبيّين،و دليل اين حذف،معنى و فحواى آيت كه پيغامبر ما-عليه السلام-مبعوث نبود به پيغامبران،بل به امم ايشان مبعوث بود،و اين روايت كردهاند از صادق و باقر- عليهما السلام.
و عبد اللّه عبّاس گفت:پيغامبران را فرمودند كه عهد رسول ما بر امّتان خود بستانند،و لكن اكتفا كرد [٧]به ذكر پيغامبران از ذكر امّتان،و براى آن«جاءكم»كه ماضى است در جاى مستقبل بنهاد كه كلام را در او معنى شرط است،و شرط در مستقبل باشد و اگرچه لفظ ماضى بود،چنان كه گويند:من اتاني اكرمته،و المعنى من يأتني اكرمه،پس پيغامبرى به شما آيد و تصديق كند كتاب شما را و قول شما را،
[١] .وز:هم.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+على.
[٣] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+مصطفي.
[٤] .مب:آورند.
[٦] [٥] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كردند.