روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٢ - ترجمه
حسن بصرى گفت:سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى صحابه گفتند:يا رسول اللّه!ما بر تو چنان سلام كنيم كه بعضى بر بعضى،و تو را مزيّتى نباشد،ما را دستور باش [١]تا تو را سجده كنيم؟رسول-عليه السلام-گفت:سجده جز خداى را نشايد،و لكن در حقّ من اكرام زيادت كنى [٢]و حقّ هر صاحب حقّى بشناسى [٣].
خداى تعالى اين آيت فرستاد.
در خبر مىآيد در باب معجزات رسول-عليه السلام-كه:مردى انصارى شترى داشت در مدينه،مدّتى دراز بود كه آن شتر را داشت.چون [٤]شتر پير شد و از كار بازماند ،خواست تا او را بكشد.چون آلت نحر حاصل كرد و آهنگ شتر كرد،شتر بجست و آمد تا به در مسجد رسول-عليه السلام.چون به در مسجد رسيد آواز داد كه:
السلام عليك يا رسول اللّه،سلام خداى بر تو باد اى [٥]رسول خداى.چون رسول روى به او كرد،او سر بر زمين نهاد و رسول را-عليه السلام-سجده كرد [٦].آنگه [٧]سر بر داشت [٨]و به زبانى فصيح گفت:يا رسول اللّه!به شكايت فلان آمدهام به نزديك تو، مدّتى دراز است تا خدمت او مىكنم.اكنون چون پير شدم و از كار بازماندم مرا بخواهد كشت.رسول-عليه السلام-كس فرستاد و آن مرد را بخواند و گفت:يا فلان! اين شتر را به من فروش يا به من بخش.او گفت:اى [٩]رسول اللّه!تن و جان من فداى تو باد،حكم من و مال من تو راست.
رسول-عليه السلام-آن شتر [١٠]از او قبول كرد و او را آزاد كرد،و او در [١١]مدينه مىگرديد،او را از هيچ آبى و گياهى منع نمىكردند و مىگفتند:هذا عتيق رسول اللّه، اين آزاد كرد [١٢]رسول خداست.
اين جا اشارتى است [١٣]،و آن آن است كه شترى كه به حمايت رسول آمد،
[١] .مب،مر:دستورى باش.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كنيد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بشناسيد.
[٤] .مب+آن.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مر:يا.
[٦] .دب،فق،مر:و سجده كرد رسول را عليه السلام.
[٧] .دب،آج،لب،فق:و آنگه.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+از زمين.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:يا.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+را.
[١١] .دب:او گرد.
[١٢] .دب،مب،مر:آزاد كرده.
[١٣] .مب،مر:هست.