روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٣ - ترجمه
و وجه النّهار اوّله لأنّه احسنه و اوّل ما يواجه به النّاظر،و اوّل جامعه را وجه الثّوب گويند و به زبان ما سرروه [١]گويند.و قال ربيع بن زياد:
من كان مسرورا بمقتل مالك
فليأت نسوتنا بوجه نهار
قوله تعالى: وَ لاٰ تُؤْمِنُوا إِلاّٰ لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ بعضى نحويان گفتند:«لام» زيادت است في قوله: لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ ،و المعنى:و لا تصدّقوا الّا لمن تبع دينكم، چنان كه گفت: قُلْ عَسىٰ أَنْ يَكُونَ رَدِفَ لَكُمْ [٢]...،و المعنى:ردفكم،و ابو علىّ الفارسىّ گفت:براى آنكه ايمان را در او معنى اعتراف است،تعديه كرد او را به حرفي كه اعتراف را به آن [٣]تعديه كنند،و آن«لام»است و المعنى:و لا تعترفوا الّا لمن تبع دينكم.
اكنون بدان كه قرّاء و اهل معانى در قرائت و نظم و معانى آيت خلاف كردهاند بر هفت قول:قرائت عامه قرّاء«ان يؤتى»است به فتح همزه و قصر او [٤]،بر اين قرائت اهل معانى چند قول گفتند:يكى آنكه اين آيت حكايت كلام يهود است الّا [٥]قوله تعالى: قُلْ إِنَّ الْهُدىٰ هُدَى اللّٰهِ ،و قوله: قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّٰهِ -تا به آخر آيت،و تقدير كلام اين باشد كه:جهودان خيبر[٤٣٣-پ]جهودان مدينه را گفتند-بر قول حسن بصرى و بر قول قتاده و سدّى و ربيع و ابن زيد-جهودان بعضى بعضى را گفتند:هيچكس را باور مداريد [٦]الّا آنان را كه تابع دين شما باشند [٧]از جهودى،و نيز باور مداريد [٨]كسى را كه گويد كه در جهان كسى را آن دهند كه شما را دادند [٩]از حجج و آيات و براهين و معجزات و خير [١٠]از كتاب و فلق دريا و من و سلوى و جز آن،و نيز باور مداريد [١١]كسى را كه محاجّت و مجادلت كند با شما به نزديك خداى [١٢]بر آنكه او به حق اولىتر است.
[١] .كذا:در مج،وز:سررو،دب،آج،لب،فق،مر:سروره،مب:سرورت.
[٢] .سوره نمل(٢٧)آيه ٧٢.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بدان.
[٤] .وز،دب،آج،لب،فق+و.
[٥] .آج،لب،فق:الى.
[٦] .دب،آج،لب،فق:و.
[٧] .مج:باشد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .دب،فق:مدارى/مداريد.
[٩] .دب:دادهاند.
[١٠] .وز:خبر،دب:خيرى،آج،لب،فق:چيزى.
[١١] .مداريد/مدارى.
[١٢] .دب،آج،لب،فق+تعالى.