روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٨ - ترجمه
خداى به ما آورد [١]،كتابى چون كتاب عيسى موافق و مصدّق آن.نجاشى گفت:يا جعفر كارى عظيم مىگويى! آنگه بفرمود تا ناقوس بزدند و قسيسان و رهبانان حاضر آمدند.نجاشى ايشان را گفت:به آن خداى كه انجيل بر عيسى انزله كرد كه بگوى [٢]تا در كتابها از ميان عيسى و قيامت هيچ پيغامبرى يابى [٣]؟گفتند:اى و اللّه،پيغامبرى كه عيسى [٤]به او اشارت داد،و گفت:هركه به او ايمان دارد به من ايمان داشته بود [٥]،و هركه [٦]با او كفر آرد [٧]به من كافر بود [٨].
نجاشى گفت:اين پيغامبر كه عيسى گفت [٩]چه فرمايد و ازچه نهى كند؟ گفتند:كتابى باشد او را از نزديك خداى-عزّ و جلّ-آن كتاب خواند،و از آن گويد، و امربهمعروف كند و نهى منكر كند،و وصيّت كند به حسن الجوار [١٠]،و صلة الرّحم،و برّ يتيم،و به عبادت خداى فرمايد و از عبادت اصنام نهى كند.
جعفر را گفت:از اين كتاب شما چيزى بر من خوان.جعفر سورة العنكبوت و الرّوم بر خواند [١١].نجاشى بگريست و گفت:يا جعفر!زدنا من هذا الحديث الطّيب، بيفزاى از اين حديث خوش.او سورة الكهف بر خواند.عمرو خواست تا نجاشى را به خشم آرد،گفت:ايشان عيسى را دشنام دهند.نجاشى گفت:عيسى را و مادرش را چه گويى؟جعفر سوره مريم بخواند.چون به ذكر مريم و عيسى رسيد،نجاشى خاشاكى برداشت و گفت:و اللّه كه عيسى را [١٢]به اين مقدار زياده اين [١٣]نيست كه او بر خواند.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:آورده است.
[٢] .مر:بگوييد.
[٣] .وز،دب،آج،لب،فق:مىيابى،مب:مىيابيد.
[٤] .دب،آج،لب،فق+عليه السلام.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:داشته باشد.
[٦] .دب،فق،مب،مر+به من كفران دارد به او كفران دارد و هركه.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مر:كافر بود.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر:كافر باشد.
[٩] .مب،مر:فرمود.
[١٠] .مج،وز:حسن اطوار،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .مب:برو خواند.
[١٢] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[١٣] .فق،مب:ازين.