روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٣ - ترجمه
ايستاده و جزع مىكرد.عيسى-عليه السلام-دعا كرد،و او بر نعش زنده شد و باز نشست و به پاى خود از گردن مردان كه او را بر گرفته بودند به زير آمد و با خانه رفت و عمرى بماند و فرزندان آورد.
سه ديگر [١]زنى بود او را بنت العاشر [٢]گفتندى،از عيسى-عليه السلام- در خواستند كه او را زنده كن.عيسى-عليه السلام-دعا كرد،خداى تعالى او را زنده كرد و روزگار دراز بماند و فرزندان زاد.
چهارم سام بن نوح بود،و آنچنان بود كه عيسى-عليه السلام-چون دعوت كرد و دعوى احياى موتى كرد،او را گفتند:كدام مرده زنده كنى؟گفت:هركس را كه شما خواهيد.ايشان انديشه كردند و گفتند:مرده ديرينه [٣]را.انديشه بايد كرد [٤]تا بدانيم كه راست مىگويد يا نه [٥].گفتند [٦]:براى ما سام بن نوح را زنده كن.گفت:
گورش با من نماييد.ايشان او را به سر گور او بردند او خداى را به نام مهترين بخواند، خداى تعالى سام را زنده كرد [٧]در گور،و عيسى-عليه السلام-گفت:يا سام قم باذن اللّه،برخيز به فرمان خداى.
سام از گور برخاست و نيمه سر او سپيد [٨]شده بود و مىگفت:اقامت القيامة؟ قيامت بر خاسته است؟گفت:نه،و لكن من خداى را به نام مهترين بخواندم تا تو را زنده كرد [٩]،و در عهد او[و] [١٠]پس از آن مردم را موى سپيد [١١]نشدى تا به عهد ابراهيم- عليه السلام.
عيسى-عليه السلام-او را گفت:نه تو [١٢]جوان بودى كه تو را وفات رسيد!چرا مويت سپيد [١٣]شده است؟گفت:چون آواز تو شنيدم پنداشتم [١٤]قيامت برخاسته [١٥]
[١] .مج،وز،دب:سديگر،آج:و سوم يك،لب:و سيوم يك،فق:سيم،مب،مر:ديگر.
[٢] .مب:بنت الشّاعر.
[٣] .وز،آج:ديرينه.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بايد كردن.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+باتّفاق.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اى عيسى اگر راست مىگويى.
[٩] [٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:زنده گردانيد.
[١٣] [١١] [٨] .دب،آج،لب،مب،مر:سفيد.
[١٠] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تونه.
[١٤] .مج:با خطى متفاوت از متن+كه.
[١٥] .دب،لب،مب،مر:برخواسته.