روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٥ - ترجمه
وهب منبّه گفت:چون عيسى-عليه السلام-از مادر جدا شد،بتان عالم نگونسار شدند.شياطين بر ابليس آمدند و گفتند:دوش حادثه [١]افتاد كه بتان نگونسار شدند.
ابليس گفت:من ندانم كه چه بوده است!آنگه در آفاق بگرديد چيزى نيافت،تا آنجا رسيد كه عيسى-عليه السلام-بود.او را يافت و فرشتگان گرد او در آمده [٢]، بازگشت و شياطين را گفت:دوش پيغامبرى از مادر جدا شده است،و كم مولودى باشد كه از مادر بزايد كه من [٣]آنجا حاضر نباشم جز اين كودك.پس از اين عبادت اصنام را بازار نباشد،و شما بر بنى آدم از جهت خفّت و عجلت [٤]راه يابيد [٥].
فَتَقَبَّلَهٰا رَبُّهٰا بِقَبُولٍ حَسَنٍ ،بپذرفت خداى تعالى مريم را-به آنكه [٦]زن بود گمان چنين بردند كه[او] [٧]خدمت عبادتگاه را نشايد-به قبولى نكو.
و«قبول»مصدرى است لا من لفظ هذا الفعل،وزن او فعول است بفتح الفاء و چنين كم آمد،معدود بنايى چند آمد:كالولوع و الوروع.امّا قياس مصادر بر اين وجه آن است كه مضموم الفاء باشد،كالدّخول و الخروج و القعود و الحلول و مصدر اين فعل كه مذكور است«تقبّل»باشد،جز كه مخالف آورد چنان كه گفت: أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً [٨]،و چنان كه قطامىّ گفت:
و خير الأمر ما استقبلت منه
و ليس بأن تتبّعه اتباعا
و قال آخر:
و ان شئتم تعاودنا عوادا
و لم يقل:تعاودا،و مانند اين برفت.
وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حَسَناً ،و برويانيد [٩]او را رستنى نكوهم از اين باب است،و قياس چنان واجب كرد كه انباتا گفتى [١٠]،و مفضّل گفت تقدير آن است:و انبتها فنبتت
[١] .آج،فق:حادثه/حادثهاى.
[٢] .مب،مر:برآمده.
[٣] .مب،مر+در.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:عجز.
[٥] .دب،آج،لب،فق:راه يابى/راه يابيد.
[٦] .آج،لب،فق،مب:با آن.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .سوره نوح(٧١)آيه ١٧.
[٩] .دب:بروياند.
[١٠] .اساس:گفتا،دب:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.