روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩١ - ترجمه
سال بود.و فرزندان ماثان رؤسا و علما و احبار بنى اسرائيل بودند.
محمّد بن اسحاق گفت:هو عمران بن اشهم بن امون بن ميشا بن حزقيا [١]از فرزندان سليمان بن داود بود.
ياد كن اى محمّد-چون گفت زن عمران كه حنّه بود:بار خدايا من با تو نذر كردم و پذرفتم [٢].
و«نذر»آن باشد كه مرد بر خويشتن چيزى به واجب كند مشروط يا نامشروط، به آنكه گويد:للّه علىّ كذا ان كان كذا،در اين خلاف نيست كه اين نذر واجب است،در مطلق خلاف است كه نذرى [٣]منعقد باشد يا نباشد.نزديك سيّد مرتضى علم الهدى نذر نباشد [٤]-و قد مضى الكلام فيه.
بار خدايا [٥]!بار تو نذر كردم و اين بچّه كه در شكم دارم او را محرّر كردم به نذر، و اين لفظ در لغت و شرع يك معنى دارد.امّا در لغت چنان كه اعشى گفت:
عشيت [٦]لليلى [٧]بليل جرورا
و طالبتها و نذرت النّذورا
[و جميل گفت] [٨]:
فليت رجالا فيك قد نذروا دمي
و همّوا بقتلي يا بثين لقوني
و امّا در شرع قال اللّه تعالى حكاية عن مريم: فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً [٩]،اى اوجبت على نفسى.و رسول-عليه السلام-گفت:
من نذر ان يطيع الله فليطعه و من نذر ان يعصيه فلا يعصه ،گفت:هركه نذر كند كه طاعت خداى دارد، بايد تا وفا كند.و آنكس كه نذر كند كه معصيت كند،بايد تا معصيت نكند.
مُحَرَّراً ،در«محرّر»چند قول گفتند:يكى آنكه آزاد كردم او را از خدمت
[١] .آج،لب،فق،مر:حرف،مب:حزف.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:پذيرفتم.
[٣] .دب:نذر.
[٤] .اساس:باشد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+من.
[٦] .اساس،وز:كلمه به صورت«غشيت»هم خوانده مىشود.
[٧] .اساس،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ليلى،با توجّه به دب تصحيح شد.
[٨] .اساس،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد،با توجّه به دب افزوده شد.
[٩] .سوره مريم(١٩)آيه ٢٦.