روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
صدق وعدنا النّصر بعد الحصر،سپاس خداى را كه ما را پس از حصر وعده نصر داد [١].
منافقان گفتند:عجب نيست كار شما!از خوف خندق [٢]مىكنى و از شهر بيرون نمىتوانى شدن،و اين چنين تمنّا[ها] [٣]ى باطل مىكنى،خداى تعالى اين [٤]آيت فرستاد كه [٥]: وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّٰ غُرُوراً [٦]،و اين آيت فرستاد براى حسم مادّه تعجّب ايشان.
قوله: اَللّٰهُمَّ نحويان خلاف كردند در اين«ميم»كه در آخر اين كلمت است.
بصريان گفتند:معنى«اللّهم»،يا اللّه است چون حرف ندا از اوّل[اين] [٧]كلمه بيفگند [٨]دو حرف در آخر او آورد [٩]،و آن[٤١٢-ر]«ميم»مشدّد است،و كوفيان گفتند:تقدير اين است كه:يا اللّه امّ [١٠]،اى يا اللّه [١١]آمنا بخير،اى اقصدنا به.و گفتند:
دليل بر آنكه چنين است،آن است كه عرب جمع مىكند ميان حرف ندا و«ميم» مشدّد،و اگر بدل او بودى جمع نكردندى بين البدل و المبدل،قال الشاعر [١٢]:
انّي اذا ما حدث المّا
اقول يا اللّهم يا اللّهمّا
و انشد الفراء:
و ما عليك ان تقولي كلّما
سبّحت [١٣]او صلّيت [١٤]يا اللّهمّا
اردد علينا شيخنا مسلّما
و مذهب بصريان در اين باب درستتر است.
ابو رجاء العطاردىّ گفت:اين«ميم»كه در آخر«اللّهمّ»است،جامع است هفتاد نام را كه اوّلش«ميم»است،چون:ملك و مالك و محيى و مميت و منعم و محسن و مفضل،پس چنان است كه آنكس كه خداى را با اين نام [١٥]بخواند،به
[١] .دب:دادى.
[٢] .مر:خندقى.
[٧] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] [٤] .همه نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .سوره احزاب(٣٣)آيه ١٢.
[٨] .دب:بيفگنند،مب،مر:بيفگندند.
[٩] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:در آخر او عوض آورد،دب:حرف در آخر آورد.
[١٠] .مج،وز،آج،لب،فق،مر:كه اللّهام.
[١١] .مج،آج،لب،باللّه.
[١٢] .همه نسخه بدلها:و شاعر گفت.
[١٣] .مج:صبحت،آج،لب،فق،مب،مر:اصبحت.
[١٤] .لسان العرب(٤٧٠/١٣):صلّيت او سبّحت.
[١٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.